یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - یادداشت حکومت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٨٦
لاینال عهدی الظالمین شاید بشود استنباط کرد که هر منصبی در حکومت اسلامی باید توأم با عدالت متصدی آن منصب باشد. چیزی که هست، سیره رسول اکرم و امیرالمؤمنین درباره اشخاصی مانند خالد ولید و زیادبن ابیه و غیرهم که تعیین میکردند، این جهت را تأیید نمیکند.
ثانیاً چه کسانی و یا چه کسی حق دارد بلاواسطه و یا مع الواسطه یعنی به وسیله یک مجلس شورا آنها را انتخاب کند؟ آیا تعیین اینها به نص است برای همیشه و یا در اختیار مردم است؟ فرضاً اجتهاد و عدالت را در رئیس دولت شرط بدانیم، آن که باید یکی از واجدین شرایط را تعیین کند کیست و به عبارت دیگر منبع اصلی قوه حاکمه کیست و چیست؟ آیا مردماند و یا به اصطلاح خداست؟ و یا طبیعت است به معنی اینکه طبیعت بعضی را واجد شرایط و ممتاز میآفریند و دیگران را از آن موهبت بینصیب میکند، همچنان که در زنبور عسل چنین است.
مسلماً نوع سوم نیست. ممکن است کسی خیال کند که از نظر شیعه فقط اصل دوم معتبر است و از نظر اهل تسنن قسم اول صحیح است، یعنی مردم منشأ و منبع اصلی قانوناند. ولی این توجیه صحیح نیست، چنانکه بعداً خواهیم گفت.
٢. در نهج البلاغه، خطبه ٤٠:
کلامه علیه السلام فی الخوارج لما سمع قولهم: لاحکم الّا للَّه، قال علیه السلام:
کلمة حق یراد بها باطل. نعم انه لا حکم الّا للَّه و لکن هؤلاء یقولون: لا امرة الّا للَّه. و انه لابد للناس من امیر برّ او فاجر یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر و یبلّغ اللَّه فیه الاجل و یجمع به الفیئ و یقاتل به العدو و تأمن به السبل و یؤخذ به للضعیف من القوی حتی یستریح برّ و یستراح من فاجر.