یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - یادداشت حکومت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٨٨
اوج خود رسیده بود و مردم تشنه چنین فکری بودند که به آنها عرضه شود که حکومت حق مردم است و از آنها ناشی میشود و آنها هستند که باید زمامداران را انتخاب کنند، و این افکار عرضه شد و با قدرت فوق العادهای هیجان ایجاد کرد. در همین وقت بود که کلیسا یا طرفداران کلیسا و یا [افرادی] با اتکاء به افکار کلیسایی قیام کرده و این طرز تفکر را برخلاف اصول دینی که از قدیم به آنها گفته شده بود کار خدا را به خدا واگذار کن و کار قیصر را به قیصر، یافتند.
این خود کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت ملی را علیه کلیسا بلکه علیه مسیحیت بلکه علیه دین و خدا بهطور کلی برانگیزد.
٤. این فکر که مردم هیچ حقی بر حاکم ندارند، فقط وظیفه و تکلیف دارند، یک فکر قدیمی است مقارن با ولادت مسیح و شاید قدیمتر که هم در ایران وجود داشته است و هم در روم، دو قدرت بزرگ جهان آن روز.
در آن ادوار نه سخن از حاکمیت ملی بوده و نه از آزادی و نه از مساوات، یعنی سه اصلی که روسو و دیگران عنوان و از آنها دفاع کردند.
در ادوار جدید نیز این فکر قدیمی از طرف برخی سلطنت طلبان تجدید شد و رنگ کلیسایی که دادند این بود که موهبت الهی است و حاکم فقط در برابر خدا مسؤول است. بعد خواهیم گفت که حتی هابز هرچند موهبت الهی را نپذیرفت ولی جنبه دوم را پذیرفت.
در کتاب قرارداد اجتماعی روسو، صفحه ٣٧ مینویسد:
گروسیوس در قرن ١٧:
گروسیوس (رجل سیاسی و تاریخ نویس هلندی که در زمان سلطنت لویی سیزدهم پادشاه فرانسه در پاریس به سر میبرد و در سال ١٦٢٥ کتابی به اسم حق جنگ و صلح نوشت) قبول ندارد که قدرت رؤسا فقط برای آسایش مرئوسین ایجاد شده است و برای اثبات نظریه خود وضعیت غلامان را شاهد