یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ١٠١
بیان نموده ... و بعد از یافتن مطلوب و راه به مقصود بردن طرز گفتار دگرگونه شده و آرامش خاطر و آسایش درونی از آنها هویداست ... هر غزل و بیتی تجسم حالی است که هنگام گفتن آن بیت یا غزل بدان حال مکیف بوده است و از این رو کلماتش این قدر تأثیر دارند که از دل برآمده و بر دلهای حساس نقش میبندد ...
علیهذا به عقیده نویسنده حافظشناسی (آقای بامداد) حافظ در ابتدا یک میخواره بچه باز اپیکوری بوده است و بعد با یک گردش ١٨٠ درجه تبدیل شده به یک سالک عارف پاک. آنچه بر گفتههای این نویسنده وارد است یکی این است که اولًا بسیاری از اشعاری که به آنها برای عیاشی و میخوارگی حافظ استناد کرده است مانند شعر «دلم رمیده لولی وشی است شورانگیز ...» درست نیست. ثانیاً هیچ دلیلی بر این جمع نیاورده است و به اصطلاح علمای اصول جمع تبرّعی است [١]، جمع بلاقرینه است.
ثالثاً اشعاری میشود پیدا کرد که نشان میدهد در پیری سروده شده و در عین حال صراحت اشعار گذشته را در میخوارگی دارد.
از جمله اشعار که مشعر است بر دوام سلوک از ابتدا:
عمری است تا من در طلب هر روز گامی میزنم دست شفاعت هر دمی بر نیکنامی میزنم
عمری است تا به راه غمت رو نهادهایم روی و ریای خلق به یک سو نهادهایم [٢]
[١] در صفحه ٩٩ گذشت که قرینه از نظر آقای بامداد این شعراست:
به طهارت گذران منزل پیری و مکن خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
[٢] رجوع شود به ورقههای «عرفان حافظ».