یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ١٠٠
ولی تو تا لب معشوق و جام میخواهی طمع مدار که کار دگر توانی کرد
میگوید سنایی نیز در ابتدا میخواره بوده و بعد آن مقام یافته که یافته است، چنانکه میگوید:
به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا
حافظ شناسی- میخوارگی جوانی و توجه پیری
در ص ١٤ و ١٥ دو غزل را میآورد که یکی مربوط است به عیاشی جوانی و دیگر به پاکی و طهارت پیری. اولی:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ...
و دومی:
به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کرد که خاک میکده کحل بصر توانی کرد ...
صفحه ١٧ میگوید: حافظ فطرتاً ملکوتی است، لهذا در وسط مدایح یا اشعار میو معشوقه ظاهری باز هم به معانی میپردازد.
عجبا در ص ١٨ شعر «فدای پیرهن چاک ماهرویان باد- هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز» را حمل بر اپیکوریگری حافظ میکند.
صفحه ٢٠:
... هرچه گفته و در هر حالی که بوده هدف و مقصود خاصی دارد (برخلاف نظر انجوی، شعر برایش هدف نبوده است) از عشق صوری و میخوارگی تا آغاز طلب و حالات شک و تردید و حیرت و جستجوی مقصود از این و از آن و کوبیدن این در و آن در و یأس از این تشبثات و با خود به راه افتادن و باز نرسیدن و جستجوی مجدد راهنما، همه را در موقع خود