مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - دو امتیاز
مسلمانان نیز سخت طرفدار آن بودند، آنهم مسلمانان روشنفکر متدین، چرا؟
این مسلمانان در حقیقت از یک جریان دیگر رنج میبردند، و آن اینکه در جهان تسنن به حکم اینکه خلفا و سلاطین را «اولیالامر» میدانستند و اطاعت آنها را از جنبه دینی واجب میشمردند، همبستگی دین و سیاست به صورت در خدمت قرارگرفتن دین از طرف سیاست بود. آنان که طرفدار جدایی دین از سیاست بودند اینچنین جدایی را میخواستند؛ یعنی میخواستند خلیفه عثمانی یا حاکم مصری صرفاً یک مقام دنیایی شناخته شود نه یک مقام دینی، و وجدان مذهبی و ملی مردم در انتقاد از او آزاد باشد، و این سخنی درست بود. همبستگی دین و سیاست که امثال سید جمال مطرح میکردند به معنی این نبود که به قول کواکبی استبداد سیاسی به خودْ قداست دینی بدهد، بلکه برعکس به معنی این است که توده مسلمان دخالت در سرنوشت سیاسی خود را یک وظیفه و مسئولیت مهم دینی بشمارد. همبستگی دین و سیاست به معنی وابستگی دین به سیاست نیست، بلکه به معنی وابستگی سیاست به دین است.
عدهای از مسلمانان عرب که از علمانیت و جدایی دین از سیاست دفاع میکردند، نمیخواستند دخالت توده را در سیاست به عنوان یک وظیفه دینی انکار کنند، میخواستند اعتبار دینی و مذهبی مقامات سیاسی را نفی نمایند. البته جدایی دین و سیاست به مفهومی که آتاتورک قهرمانِ آن بود- که ترکیه را به بدبختی کشانید- و به شکلی که در ایران عمل شد، به معنی بیرون کردن دین از صحنه سیاست بود که مساوی است با جدا کردن یکی از عزیزترین اعضای پیکر اسلام از اسلام.
چنانکه میدانیم وابستگی دین به سیاست به مفهومی که در بالا طرح شد یعنی مقام قدسی داشتن حکام، اختصاص به جهان تسنن دارد. در شیعه هیچگاه چنین مفهومی وجود نداشته است. تفسیر شیعه از «اولیالامر» هرگز به صورت بالا نبوده است.
٦. اتحاد اسلام. ظاهراً ندای اتحاد اسلام را در برابر غرب اولین بار سید جمال بلند کرده [١]. منظور از اتحاد اسلام، اتحاد مذهبی- که امری غیرعملی است- نبود.
[١]. استاد محیط طباطبایی در کتاب نقش سید جمالالدین در بیداری مشرقزمین بحث جالبی در اینزمینه کرده و نادر را پیشقدم دانستهاند.