مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - معیشت
این که روحانیت را حرفه و مسجد را محل کسب و کار خود قرار دهند.
اگر این وضع اصلاح شود هیچ شخصی مستقیماً با مردم سر و کار نخواهد داشت، مراجع عالی قدر تقلید آزاد خواهند گشت، مساجد از صورت دکه کسبْ خارج و به این وضع تأسفآور مساجد خاتمه داده خواهد شد؛ دیگر در مساجد بزرگ و جامعهایی مانند جامع گوهرشاد دهها نفر هرکدام در گوشهای اقامه جماعت نخواهند کرد و مورد اعتراض هر آدم فهمیدهای نخواهد شد؛ دیگر جایی برای این سؤال باقی نخواهد ماند که چرا نماز جماعت در میان اهل تسنن مظهر شوکت و جلال، و در میان اهل تشیع مظهر تفرقه و اختلاف است؟!
معیشت
کار معیشت را نمیتوان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسی حیات است، اگر مختل باشد در سایر شئون حیات اثر میگذارد.
از جمله مختصات اسلام این است که نقش مؤثر امر معاش را به دقت مورد توجه قرار داده است تا آنجا که برخی پنداشتهاند اسلام نظریه زیربنا بودن اقتصاد را گردن نهاده است. مکتب واقعبین و واقعگرای اسلام، اقتصاد را زیربنا نمیداند اما نقش اساسی آن را نیز نادیده نمیگیرد. اسلام اصلاح امر معاش را در همه سازمانهای بزرگ و کوچک اجتماعی شرط لازم میشمارد نه شرط کافی. این است که میگوییم: کار معیشت را نمیتوان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسی حیات است، اگر مختل باشد در سایر شئون حیاتی اثر میگذارد.
یک نفر روحانی متدین را فرض کنید که با چند سر عائله، پس از چند سال تحصیل، در یکی از شهرستانها رحل اقامت افکنده و مسجد و محرابی را اشغال کرده است. این فرد از آن نظر که متدین است در حدود امکانات خود فعالیتهایی میکند: مسئله میگوید، موعظه میکند، اخلاق و تفسیر و تاریخ اسلام میگوید، و از آن نظر که یک بشر است و خرج دارد و از مراکز روحانیت زندگیاش تأمین نمیشود و در حال حاضر راه زندگیاش منحصراً این است که از دست مردم مستقیماً ارتزاق کند ناچار است که به مریدان خود به چشم «مستغل» نگاه کند، و چون افراد دیگری نظیر خود او ممکن است در همان شهر باشند و آنها هم از همین راه زندگی میکنند طبعاً به حکم ناموس خلقت یک نوع رقابت در «مرید داری»