مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢ - تلقی قرآن
به موجب نیروی عقل خود میتواند طراح جامعه خود باشد و تسلیم سیر کورکورانه محیط نباشد، و به موجب اراده و نیروی انتخابگری خود طرحهای فکری خود را به مرحله اجرا درمیآورد. وحی به عنوان هادی و حامی ارزشهای انسانی او، او را یاری میدهد و راهنمایی مینماید.
بدون شک انسان از محیط و شرایط خود متأثر میشود، ولی این تأثر و تأثیرْ یکجانبه نیست، انسان نیز روی محیط خود تأثیر میکند؛ اما نکته اصلی اینجاست:
تأثیر انسان بر روی محیط صرفاً به صورت یک عکسالعمل جبری و غیر قابل تخلف نیست. انسان به حکم اینکه موجودی آگاه، آزاد، انتخابگر، با اراده و مجهز به سرشتهای متعالی است، احیاناً عکس العملهایی انجام میدهد بر خلاف آنچه یک حیوان ناآگاه و محکوم محیط انجام میدهد.
خصلت اساسی و ویژه انسان- که معیار انسانیت اوست و بدون آن از انسانیت فقط نام میماند و بس- نیروی تسلط و حاکمیت انسان بر نفس خویشتن و قیام علیه تبهکاریهای خود است. روشنیهای حیات انسانی در طول تاریخ از همین خصلت ناشی میشود و این خصلت عالی در نظریه ابزاری نادیده گرفته شده است.
تلقی قرآن
بدون شک تعبیر و تفسیر قرآن از تاریخ، به شکل دوم است. از نظر قرآن مجید، از آغاز جهان همواره نبردی پیگیر میان گروه اهل حق و گروه اهل باطل، میان گروهی از طراز ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (صلوات اللَّه علیهم) و پیروان مؤمن آنها و گروهی از طراز نمرود و فرعون و جباران یهود و ابوسفیان و امثالهم برپا بوده است؛ هر فرعونی موسایی در برابر خود داشته است (لِکلِّ فِرْعَوْنَ موسی).
به تعبیر مولوی همواره دو پرچم، یکی سپید و دیگری سیاه، در جهان افراشته بوده است:
دو علم افراخت اسپید و سیاه | آن یکی آدم دگر ابلیس راه | |
در میان آن دو لشکرگاه زفت | چالش و پیکار، آنچه رفت رفت | |
همچنین دور دوم هابیل شد | ضد نور پاک او قابیل شد | |
همچنین این دو علم از عدل و جور | تا به نمرود آمد اندر دور دور | |
ضد ابراهیم گشت و خصم او | وان دو لشکر کینگزار و جنگجو | |