مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - امتناع آن حضرت و بیان صریح سیاست خود
در زمان خلافت عثمان، علی علیه السلام مکرر به او تذکر داده بود که مروان را بیرون کند. او نیز گاهی قول میداد و بعد دوباره زیر قولش میزد. عثمان آنقدر عهدشکنی کرد و آنقدر تعلّل و تسامح به خرج داد و آنقدر به خواست مردم بیاعتنایی کرد تا این که بالاخره انقلابیون به خانهاش حمله کردند و او را به قتل رساندند.
دعوت مردم از علی علیه السلام برای خلافت
بلافاصله بعد از کشته شدن عثمان، همه مردم از کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، عرب و غیرعرب، به درِ خانه علی علیه السلام هجوم آوردند و یکصدا اعلام کردند یگانه شخصیت لایق خلافت اسلامی اوست و او باید خلافت را بپذیرد.
علی علیه السلام جریان دعوت مردم را در ضمن یکی از خطبهها شرح داده است.
نکته جالبی که از بیانات علی استنباط میشود این است که انقلاب مسلمانان در آن هنگام نظیر انقلاب امروز ایران یک انقلاب همگانی بود؛ یعنی نه تنها فقرا بلکه ثروتمندان نیز انقلاب کرده بودند، نه تنها مردها بلکه زنها نیز، نه تنها عربها بلکه ایرانیها، مصریها، حجازیها، همه و همه در انقلاب شرکت کرده بودند.
امتناع آن حضرت و بیان صریح سیاست خود
علی علیه السلام از قبول خلافت امتناع میکند برای این که به آنها بفهماند مسئله فقط رفتن عثمان نیست، خیال نکنند عثمان رفته و کار تمام شده است. بخصوص افرادی که در زمان عثمان بهرهمند شده بودند خیال میکردند با رفتن عثمان و آمدن علی علیه السلام بنا نیست در بنیاد وضع اجتماعی تغییری حاصل شود. علی علیه السلام به مردمی که برای بیعت با او آمده بودند فرمود [١]: «افقها بسیار تیره شده و مه و غیم همه جا را فرا گرفته است. درست همان گونه که در فضای مهآلود بُردِ دیدها کم میشود، اکنون نیز که افق مسائل اجتماعی تیره و تار است عقلها نمیتوانند عمق مسائل را بیابند. میگویند علی بیاید، ولی گویی فکر نکردهاند اگر علی بیاید چه باید بکند و چه خواهد کرد.
راه مستقیم ناشناخته مانده و مردم راه اسلام را فراموش کردهاند. از نو میباید راه اسلام را به مردم نشان داد. مردم به بیراهه رفتنها عادت کردهاند ... من تا به دعوت
[١]. در این قسمت مضمون خطبه ٩١ آن حضرت که در هنگام بیعت ایراد فرمودند بیان شده است.