مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - جمهوری اسلامی - انتقادها
اجتماع بشری را بر مبنای روحانی توجیه کند (یعنی ایدئولوژی جامع و درست) [١].
اقبال به سخن خود چنین ادامه میدهد:
... مثالیگری اروپا هرگز به صورت عامل زندهای در حیات نیامده و نتیجه آن «من» سرگردانی است که در میان دموکراسیهای ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود میپردازد که کار آنها منحصرا بهرهکشی از درویشان به سود توانگران است ... از طرف دیگر مسلمانان مالک اندیشهها و کمال مطلوبهایی مطلق مبنی بر وحیی میباشند که چون از درونیترین ژرفای زندگی بیان میشود، به ظاهری بودن آن رنگ باطنی میدهد. برای فرد مسلمان، شالوده روحانی زندگی امری اعتقادی است و برای دفاع از این اعتقاد به آسانی جان خود را فدا میکند [٢].
این که حضرات اعتراف دارند که پیوند دموکراسی و سوسیالیسم جز در فضایی معنوی و روحانی پیوند انسانی نخواهد بود، باید بدانند که فضای معنوی جز با تعبیری معنوی و روحانی از کل جهان میسر نیست. این که پنداشتهاند با شعارهای انسانگرایانه معنویت پدید میآید اشتباه محض است و از آن ناشی میشود که معنویت را امر منفی میدانند.
خامسا آیا واقعا روشنفکران ما آنگاه که میشنوند جمهوری اسلامی، تصورشان جمهوری اسلامی به اصطلاح آخوندی است که فرقش با جمهوریهای دیگر در این است که طبقه روحانیون متصدی مشاغل و شاغل پستها میشوند؟ اگر نمیدانند جای تعجب و اگر میدانند و نعل وارونه میزنند جای هزار تأسف است.
امروز هر بچه دبستانی این قدر میداند که جمهوری اسلامی یعنی جامعهای اسلامی با رژیم جمهوری، و میداند که جامعه اسلامی یعنی جامعه توحیدی و
[١]. [عبارات داخل پرانتز از استاد شهید است.][٢]. احیای فکر دینی، ص ٢٠٣.