مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٠ - مثلث هگلی
مثلث هگلی
ی. مثلث «تز، آنتیتز، سنتز» در شکل هگلی و مارکسیستی نه در طبیعت صدق میکند و نه در تاریخ، و بالنتیجه تاریخ از میان اضداد عبور نمیکند و حلقات تاریخ به صورت رشتهای از اضداد که از یکدیگر مشتق شده و به یکدیگر تبدل یافتهاند نیست.
این مثلث مبنی بر دو تبدل است و یک ترکیب؛ یعنی تبدل اشیاء به ضدشان و تبدل ضد به ضد ضد و ترکیب در مرحله سوم.
طبیعت به این صورت عمل نمیکند؛ آنچه در طبیعت وجود دارد یا ترکیب اضداد است و تبدل نیست و یا تبدل اضداد است و ترکیب نیست و یا تکامل است، نه ترکیب اضداد و نه تبدل آنها.
عناصر که نوعی تضاد میان آنها حکمفرماست و لغت «آخشیج» به همین مناسبت در مورد آنها به کار برده شده است، بدون آنکه به یکدیگر متبدل گردند ترکیب میشوند، آنچنان که مثلًا از ترکیب هیدروژن و اکسیژن، آب به دست میآید.
در این گونه موارد ترکیب هست و تبدل نیست.
ولی طبیعت در نوسانات خود میان دو حالت افراطی و تفریطی، به صورت کاهش یابندهای از ضدی به ضدی دیگر گرایش پیدا میکند و در نهایت امر به تعادل میرسد. در این گونه موارد تبدل هست و لی ترکیب و تکامل نیست.
البته مانعی ندارد که آنجا که ترکیب هست و تبدل نیست مثل ترکیب آب از اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب دو ضد شیء سومی به وجود میآید، آن شیء سوم را «سنتز» و دو جزء اصلی را «تز» و «آنتیتز» اصطلاح کنیم، ولی میدانیم که این یک اصطلاح محض است و فقط میل قلبی ما را به اینکه این اصطلاح را به کار ببریم ارضا میکند؛ و همچنین مانعی نیست که برای اینکه این اصطلاح شایع و جالب را از دست نداده باشیم، تعادل بعد از نوسانات افراطی و تفریطی را «سنتز» اصطلاح کنیم و دو حالت مزبور را «تز» و «آنتی تز»؛ همچنانکه میتوانیم این قرارداد اصطلاحی را در مورد کلمه خوشآهنگ و زیبای «دیالکتیک» اعمال نماییم و همه این گونه جریانها را جریان «دیالکتیکی» بنامیم.
برای یک ادیب و نویسنده دشوار است که از این واژه زیبا و خوشآهنگ چشم بپوشد. این واژه قسمتی از موفقیتهای خویش را از طنین خود دارد نه از هسته