مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - تأویل قرآن و نهج البلاغه
طوری که او بخواهد عوض میشود. این مسئله مهمی نیست؛ الان هم در طبیعت، ذرات عالم مأموریت خدا را انجام میدهند، منتها امروز به شکلی، آن روز به شکل دیگر. نمیخواهد زیر این بار برود، میخواهد بگوید ماده و مادیات استقلال بالذات دارند، امکان ندارد که اینها از مسیر خودشان خارج شوند، بعد میآید آیات قرآن را این گونه تأویل میکند.
این خودش خدمت به استعمار است. من به دانسته و ندانسته بودنش کار ندارم، کسانی که اینچنین فکر میکنند، مکتب اسلام را به مکتبهای دیگر تطبیق میدهند، استقلال را از مکتب اسلام و در واقع از اسلام مکتبی و اسلام ایدئولوژیک میگیرند و عناصر مکتبهای دیگر را وارد میکنند چه بدانند چه ندانند در خدمت استعمار هستند. خدمت اینها به استعمار از خدمت عامل استعمار سیاسی و عامل استعمار اقتصادی بیشتر هست و کمتر نیست. خیانت اینها به ملت بیشتر هست و کمتر نیست.
تأویل قرآن و نهج البلاغه
پس در آینده انقلاب اسلامی از جمله مسائلی که زیاد باید روی آن فکر کنیم مسئله استقلال است که خودمان را به استقلال کامل برسانیم بالاخص استقلال مکتبی.
تأویل کردن قرآن و نهجالبلاغه خیانت است. «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعْضٍ [١]» خیانت است. عدهای دم از قرآن میزنند ولی فقط یک عده آیات را مطرح میکنند، کأنه قرآن در یک عده آیات معین خلاصه شده؛ مسائلی را که به جنبههای معنوی قرآن مربوط است مطرح نمیکنند. این [معرّف] قرآن نیست. خطبههاییاز نهجالبلاغه که در زمینه تقوا، زهد و خوف از خدا و در زمینه معنویت است، این تابعان نهجالبلاغه که دم از نهجالبلاغه میزنند یک کلمه از آنها حرف نمیزنند. مکتب علی آن نیست.
مکتب علی همان است که سید رضی در هزار سال پیش درک کرده بود؛ میگوید وقتی من در خطبههای علی مطالعه میکنم چیزی که حیرت من را برمیانگیزد و من مکرر در جمع رفقا این را میگویم این است که میبینم من با صحنههای متناقض و متضاد روبرو میشوم و آدم باور نمیکند که یک انسان تا این اندازه جامعیت داشته
[١]. نساء/ ١٥٠.