مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - علل گرایش به مکتبهای الحادی
گفت: این مردم قابل حرف حسابی نیستند. حرف حسابی را باید به مردمی گفت که فکری داشته باشند، اینها فکر ندارند. صدر اعظم گفت: خیر، این طور نیست. تاج گفت: این طور است و من شرط میبندم و یک روز به تو ثابت میکنم. یک روز که صدر اعظم حضور داشت، تاج روضه ورود اهل بیت به کوفه را شروع کرد. اشعاری میخواند با آهنگ خوش و سوزناک، و مردم زیاد گریه میکردند. یکمرتبه گفت:
آرام، آرام، آرام! همه را که آرام کرد و ساکت شدند، گفت: میخواهم منظره اطفال ابیعبداللَّه را در کوفه خوب برای شما بیان کنم: وقتی که اهل بیت وارد کوفه شدند هوا به شدت گرم بود، آفتاب سوزان مثل آتش بر سرشان میبارید، اطفال تشنه بودند و از اثر تشنگی در آن آفتاب سوزان میسوختند، آنها را بر شترهای برهنه سوار کرده بودند، و چون زمین یخزده بود شترها روی یخ میلغزیدند و بچهها از بالای شتر به روی زمین میافتادند و میگفتند واعطشاه.
تاج این جملهها را پشت سر هم میگفت و مردم هم محکم به سر و صورت خود میزدند و گریه میکردند. بعد که پایین آمد گفت: نگفتم که این مردم فکر ندارند؟ من در آنِ واحد میگویم سوز آفتاب چنین و چنان بود، باز میگویم زمین یخزده بود و این مردم فکر نمیکنند چطور ممکن است که هم هوا این طور گرم باشد و هم زمین یخزده باشد.
این قصه را از مرحوم آیتاللَّه صدر (رضوان اللَّه علیه) شنیدم.
به هرحال مقصودم بیان اصل کلی است که نسل جوان افکار و ادراکات و احساساتی دارد و انحرافهایی. تا به دردش یعنی به افکار و ادراکات و احساساتش رسیدگی نشود، نمیشود جلو انحرافاتش را گرفت.
علل گرایش به مکتبهای الحادی
اتفاقاً دیگران از راه شناختن درد این نسل، آنها را منحرف کردهاند و از آنها استفاده کردهاند. مکتبهای ماتریالیستی که در همین کشور به وجود آمد و اشخاصی فداکار درست کرد برای مقاصد الحادی، از چه راه کرد؟ از همین راه. میدانست که این نسل احتیاج دارد به یک مکتب فکری که به سؤالاتش پاسخ بدهد؛ یک مکتب فکری به او عرضه کرد. میدانست که این نسل یک سلسله آرمانهای اجتماعی بزرگی دارد و درصدد تحقق دادن به آنهاست؛ خود را با آن آرمانها هماهنگ نشان داد. در نتیجه