مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - مصاحبه تلویزیونی (٣)
بذری که بالقوه در خود چیزی دارد که قابل رشد است- در نهاد انسان هست. انسان نوار خالی نیست که بخواهد از بیرون پُر شود، بذری است که برای رشدش نور و حرارت میخواهد، یعنی در ذاتش به طور بالقوه این استعداد هست و آن همان انسانیت انسان است. انسان در ذات خودش یک موجود دو قطبی است، هم حیوان است و هم انسان. کشمکش میان جنبههای انسانی و حیوانی در فرد پیدا میشود و یک فرد به مقام انسانی یعنی به مقام استقلال انسانیت میرسد. میدانید که از خواص تکامل این است که یک موجود متکامل به هر اندازه که کاملتر میشود نیازش از محیط کمتر میشود به این معنا که تسلط محیط بر او کمتر و تسلط او بر محیط بیشتر میشود. یک گیاه تسلطش بر محیط بیشتر است از یک جماد؛ جماد اساسا تسلط ندارد. یک حیوان بیش از یک گیاه بر محیط خودش مسلط است و کمتر از یک گیاه تحت تأثیر محیط خودش قرار میگیرد، و انسان از حیوان بیشتر و انسانِ تکاملیافته یعنی انسانِ به ایمان و عقیده و آرمان رسیده، انسان حق جو و حق طلب، انسانِ به ایدئولوژی رسیده، او دیگر برایش مبارزه شکل دیگری دارد.
- و این ایدئولوژی البته در تحلیل شما ضرورتا از روابط اجتماعی برنمیخیزد که معلول مستقیم او باشد.
استاد: این طور نیست که صد در صد معلول او باشد، یعنی انسان معیارهایی دارد که همان معیارها ایدئولوژی او را هدایت میکند، که این هم یک بحث طولانی است.
این همان مسئلهای است که در قرآن به عنوان «فی سبیل اللَّه» مطرح است: قَدْ کانَ لَکمْ ایةٌ فی فِئَتَینِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فی سَبیلِ اللَّهِ [١] در راه خدا، در راه آرمان، در راه عقیده، در راه ایمان. آنوقت انسانِ به ایدئولوژی رسیده، انسان وابسته به عقیده و مسلک و ایدئولوژی و آرمان و قهرا وارسته از جبرهای محیط طبیعی و جبر محیط اجتماعی و جبر محیط درونی یعنی حیوانیت [٢] خودش، در مقابلِ انسان
[١]. آل عمران/ ١٣.[٢]. به تعبیر مذهب «هواهای نفس»، شکمپرستی و جاهطلبی.