مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - استقلال فرهنگی
سخن مرحوم آیت اللَّه امینی
مرحوم آیتاللَّه امینی صاحب الغدیر (خدا رحمتش کند انشاء اللَّه) در جلسهای میگفت زمانی یکی از نمایندگان مجلس عراق که شیعه و با من مربوط بود به نجف پیش من آمده بود (مرحوم آقای امینی آدم شجاعِ صریحِ رکی بود)، به او گفتم شما وکلا و نمایندگان مجلس این علم لدنّی را از کجا آوردهاید؟ ما در کار علمی خودمان هر مسئلهای که برایمان پیش بیاید باید روی آن فکر کنیم، مطالعه کنیم، به کتاب مراجعه کنیم تا نظر بدهیم. مسائل مهم سیاسی پیش میآید، لایحههای مهم سیاسی اقتصادی در مجلس میآید، بعد میبینیم دو سه ساعت طول میکشد، نطقهایی میشود و بعد به طور قطع تصویب شد یا به طور قطع رد شد. این علمها را شما از کجا آوردهاید؟! ایشان میگفت وقتی من این را به او گفتم قاه قاه خندید و گفت شما نمیدانید چگونه است (دوره نوری سعید بود، دوره بعدش هم که مجلسی در عراق نبوده)، ما وقتی صبح میرویم در مجلس، خودمان نمیدانیم اصلا چه قرار است مطرح شود، نماینده نوری سعید میآید به یک نفر میگوید قُلْ نَعَمْ (تو بگو بله) به یکی میگوید قُل لا (تو بگو نه)، ما دو صف میشویم، یک عده ما میدانیم درباره لایحهای که امروز میآید ما باید بگوییم بله، روی آن سخنرانی هم بکنیم داد سخن هم بدهیم. یک عده دیگر هم میدانند امروز لایحهای میآید که وظیفه آنها «نه» گفتن است و باید داد بکشند، سخنرانی کنند، عصبانی شوند و روی میز بکوبند. وقتی که لایحه آمد تازه ما از مضمونش آگاه میشویم. ما رُل «نعم» را بازی میکنیم و آنها رُل «لا». مگر ما آنجا فکر میکنیم؟!
چه شعار خوبی میدادند: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». این که یک ملت بخواهد مستقل باشد ارزش کمی نیست. استقلال سیاسی یعنی از نظر سیاسی خودش برای خودش تصمیم بگیرد. استقلال اقتصادی یعنی از نظر اقتصادی خودش برای خودش برنامه بدهد و طرح ریزی کند، آقا بالاسر نداشته باشد، پدر بزرگ و مادر بزرگ نداشته باشد، و از همه اینها بالاتر استقلال فرهنگی، استقلال فکری، استقلال مکتبی.
استقلال فرهنگی
کلمه «استعمار» را ما خیلی شنیدهایم. استعمار یک شکل ندارد. استعمار سیاسی