مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١ - جهاد یا مسئولیت شهید
بشری و انسانی است یا نه؟ و اساساً خود اصل جهاد آیا با حق آزادی منافی است یا نه؟ اینها بحثهای دلکش و مفیدی است که در جای خود باید طرح شود. اینجا همین قدر میگوییم که اسلام دینی نیست که بگوید اگر کسی به طرف راست چهرهات سیلی زد طرف چپ را جلو ببر، و دینی نیست که بگوید کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر وابگذار، و همچنین دینی نیست که ایده مقدس اجتماعی نداشته باشد و یا کوشش در راه دفاع یا بسط آن ایده را لازم نشمارد.
قرآن کریم سه مفهوم مقدس را در بسیاری از آیات خود توأم آورده است:
«ایمان»، «هجرت» و «جهاد». انسانِ قرآن موجودی است وابسته به ایمان و وارسته از هرچیز دیگر. این موجود وابسته به ایمان برای نجات ایمان خود هجرت میکند و برای نجات ایمان جامعه و در حقیقت برای نجات جامعه از چنگال اهریمن بیایمانی جهاد مینماید. در اینجا اگر بخواهیم آیات مربوط به این موضوع و یا روایات وارد در این باب را بیاوریم، سخن به درازا میکشد؛ به شرح چند جمله از یک خطبه نهجالبلاغه اکتفا میکنیم.
در قسمت اول میفرماید: انَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ اوْلِیائِهِ همانا جهاد دری از درهای بهشت است؛ دری است که خداوند این در بهشتی را به روی همه کس نگشوده است. هر فردی لیاقت ندارد که باب الجهاد به رویش گشوده شود. هر فردی شایستگی مجاهد بودن ندارد. خداوند این در را به روی دوستان خاص خویش گشوده است. مجاهدین بالاترند از اینکه بگوییم مساوی با اولیاءاللَّه هستند. مجاهدین مساوی با «خاصّة اولیاء اللَّه» میباشند.
قرآن میگوید بهشت دارای هشت در است، چرا؟ آیا به این جهت که ازدحام جمعیت نشود درهای متعدد دارد؟ میدانیم که آن جهان، جهان تزاحم نیست؛ همان طور که خداوند حساب همه بندگان را در یک لحظه میرسد (وَ هُوَ سَریعُ الْحِساب) [١] هیچ مانعی نیست که همه بندگان از یک در و در یک لحظه وارد بهشت شوند. لهذا مسئله نوبت و صف کشیدن، آنجا مطرح نیست. آیا یک امر تشریفاتی است؟
شخصیتها و اعیان و اشراف از یک در و دیگران از در دیگر میروند؟ باز میدانیم که این مسائل در آنجا نمیتواند مطرح باشد. آیا مردم به حسب مشاغل طبقهبندی
[١]. رعد/ ٤١.