مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٤ - عالِم زمان خویشتن باش
خودش را بشناسد و بفهمد و درک کند، امور مشتبه و گیجکننده به او هجوم نمیآورد. کلمه «هجوم» را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله شدید به کار میبریم، اما در عربی به معنی حملهای است که ناگهانی و غفلتاً بشود و طرف را غافلگیر کند. امام میفرماید: اگر کسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمیریزد که یکمرتبه دست و پای خود را گم کند و نتواند قوای خود را و فکر خودش را جمع و جور کند و راه حلی پیدا کند. بسیار کلام بزرگی است این کلام.
در همین حدیث جملههای زیادی هست که من همه را حفظ نیستم. از آن جمله میفرماید: لایفْلِحُ مَنْ لایعْقِلُ، وَ لایعْقِلُ مَنْ لایعْلَمُ کسی که تعقل نمیکند و درست نمیاندیشد هرگز رستگار نمیشود، و کسی که علم ندارد تعقل صحیح ندارد، یعنی عقل به علم زیاد میشود. «عقل» یعنی قدرت تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را پیشبینی کردن. عقل از علم مایه میگیرد. عقل چراغی است که نفت آن چراغ، علم است. بعد میگوید: وَ سَوْفَ ینْجُبُ مَنْ یفْهَمُ هرکس که بفهمد، عاقبت کارش نجابت است، عاقبتْ موجود نفیسی از کار درمیآید. یعنی از علم نباید ترسید، علم را نباید خطر به شمار آورد.
ما نقطه مقابل و مشمول مفهوم مخالفِ الْعالِمُ بِزَمانِهِ لاتَهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ هستیم.
از اول تا به آخر، از صدر تا به ساقه، من الباب الی المحراب، از زمان خود بیخبریم.
همین طور نشسته و بیخبریم و چُرت میزنیم، یکمرتبه مواجه میشویم مثلًا با این مسئله که زمینها باید تقسیم شود و باید اصلاحات ارضی بشود. این مسئله غفلتاً بر ما هجوم میآورد، چون از زمان خودمان بیخبریم، قبلًا پیشبینی نکرده بودیم و حساب نکردیم که تکلیف چیست و چه باید کرد.
و همچنین بیخبر از آنچه در دنیا میگذرد و بیخبر از آنچه در پشت پرده است، یکمرتبه با مسئله حقوق اجتماعی زن مواجه میشویم، فرصت نیست فکر بکنیم در اطراف این مسئله و قوای خود را جمع و جور بکنیم، بفهمیم آیا این مسئله واقعاً جدی است؟ آیا راستی این کسانی که میگویند باید به زن حقوق اجتماعی داده شود جدی میگویند؟ آیا واقعاً اینها حاضر شدهاند برای خودشان مدعی زیادتری درست کنند؟ آیا ضمناً نمیخواهند از این جنجالها یک استفاده دیگری بکنند؟ باز هم پشت سر هم از این امورِ مشتبه و از این «لوابس» خواهد آمد و ما