مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - جنبشهای اصلاحی در تاریخ اسلام
پیداست مؤید این فرضیه است.
جنبشهای اصلاحی اسلامی، برخی فکری، برخی اجتماعی و برخی دیگر، هم فکری بوده و هم اجتماعی. نهضت غزالی یک نهضت فکری محض بود. او فکر میکرد علوم اسلامی و اندیشههای اسلامی آسیبدیده است، در صدد «احیاء علوم دین» برآمد. نهضتهای علویین یا نهضت سربداریان نهضتی اجتماعی علیه حکام زمان بود. نهضت اخوانالصفا، هم فکری بود و هم اجتماعی.
برخی از نهضتها پیشرو بوده مانند همانها که نام بردیم [١]، و برخی ارتجاعی بوده مانند نهضت اشعری در قرن چهارم و نهضت اخباریگری (در شیعه) در قرن دهم و نهضت وهابیگری در قرن دوازدهم.
همه این نهضتها اعم از فکری و عملی و اعم از پیشرو و ارتجاعی نیازمند به بررسی و تحلیل وسیعی است، خصوصاً با توجه به اینکه اخیراً عدهای فرصتطلب از خلأ موجود سوء استفاده کرده و طبق دستور و به طور دلبخواه نهضتهای دوره اسلامی را تحلیل میکنند و در اختیار توده بیخبر میگذارند.
ما فعلًا به بررسی مختصری از نهضتهای اصلاحی اسلامی صد ساله اخیر میپردازیم که با ما و زندگی فعلی پیوند نزدیک دارد، و به نتیجهگیری برای عصر و زمان خودمان که در متن نهضتی اسلامی و اصلاحی هستیم میپردازیم.
از حدود نیمه دوم قرن سیزدهم اسلامی و نوزدهم مسیحی به بعد یک جنبش اصلاحی در جهان اسلام آغاز شده است. این جنبش شامل ایران و مصر و سوریه و لبنان و شمال آفریقا و ترکیه و افغانستان و هندوستان میشود. در این کشورها کم و بیش داعیهداران اصلاح پیدا شده و اندیشههای اصلاحی عرضه کردهاند. این جنبشها به دنبال یک رکود چند قرنی صورت گرفت و تا حدی عکسالعمل هجوم استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب بود و نوعی بیدارسازی و رنسانس (تجدید حیات) در جهان اسلام به شمار میرود.
[١] البته نهضت غزالی از بعضی جهات پیشرو بوده و از بعضی جهات دیگر نه کتاب محجة البیضاء مرحوم فیض هر دو جنبه کار غزالی را آشکار میکند