مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - نقش سید جمال در آگاه کردن ملتهای مسلمان
حالی که یک آدم کور اگر بخواهد از یک طرف خیابان به طرف دیگر آن برود نمیتواند مگر دیگری دستش را بگیرد.
مستبدها و استعمارگرها سالهای زیادی از ناآگاهی و بیخبری مردم استفاده میکردند. مردمْ ناآگاه و بیخبر بودند، او هر کاری دلش میخواست میکرد، هر جنایتی مرتکب میشد. اگر جنایتی در یک شهر مرتکب میشد شهر دیگر خبردار نبود و در خود آن شهر هم یک عده متوجه میشدند و یک عده متوجه نمیشدند.
استعمار غرب سالها بلکه قرنها کوشش میکرد در بیخبر نگه داشتن مردم. تا مردم بیخبر بودند خیال او راحت بود. مَثَل معروف میگوید: «دزد دشمن مؤذّن است» چرا؟ چون تا مردم خوابند دزد میتواند دستبرد بزند ولی وقتی که مؤذن رفت بالای مناره و فریاد کرد: اللَّه اکبر، اللَّه اکبر خواب آلودهها بیدار میشوند. وقتی بیدار شدند دزد دیگر نمیتواند دستبرد بزند. دزد در حال خواب مردم و در تاریکی میتواند دستبرد بزند، نه در بیداری و نه در روشنایی.
در گذشته مردم ما از نظر اخلاقی تا حدی سلامتهایی داشتند. واقعا این جهت را نمیشود انکار کرد که مردم قدیم از خیلی لحاظهای اخلاقی مردم سالمی بودند، کمتر دزدی میکردند، کمتر دروغ میگفتند، کمتر مشروبخواری میکردند، کمتر فسق و فجور میکردند، مردمانی بودند از نظر اخلاقی سلیم اما مردم اخلاقی سلیم ناآگاهی بودند. در آن وقت دشمن به اخلاق مردم کاری نداشت. او از نداشتن چشم و کوریشان استفاده میکرد، از بیخبری شان استفاده میکرد. اما همه را برای همیشه نمیشود بیخبر نگه داشت. هر کاری بکنید، آخرش آگاهی از هر روزنهای و از هر گوشهای باشد پیدا میشود.
نقش سید جمال در آگاه کردن ملتهای مسلمان
یک آدم آگاه هم که در میان مردم پیدا شود، میلیونها نفر را آگاه میکند. شما ببینید یک سید جمال در صد سال پیش پیدا شد، یک سید یک لا قبا، یک سید تک، هیچ چیز هم نداشت، هیچ وسیلهای نداشت. یک طلبه چند سالی در قزوین، مختصری در تهران، چهار سالی هم در نجف تحصیل کرد. سر پرشوری داشت. به فکر آگاهسازی ملل مسلمان افتاد. راه افتاد با آن مشکلاتی که مسافرتها در آن زمان داشت. اکثر کشورهای اسلامی را گردش کرد و از نزدیک مطالعه نمود. ایران را که