مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - علت اختلاف معجزات پیغمبران
هدایت کرد. سر و کار موعظه و اندرز با دل است، و اما سر و کار حکمت و برهان با مغز و عقل و فکر است. اکثریت مردم در مرحله دل و احساساتاند نه در مرحله مغز و عقل و فکر.
وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی احْسَنُ. اگر با کسی روبرو شدید که غرضش کشف حقیقت نیست، غرضش این نیست که حقیقتی را بفهمد، آمده برای مجادله و حرف زدن و ایراد گرفتن، در کمین است یک کلمهای بشنود آن را مستمسک قرار دهد و هو کند و مجادله نماید، تو هم با اینچنین شخصی مجادله کن. اما تو به نحو احسن مجادله کن، در مجادله از راه حق و حقیقت خارج نشو، در مجادله بیانصافی نکن، حقکشی نکن، دروغ به کار نبر، و امثال اینها.
این آیه طرق مختلفی برای هدایت ذکر میکند و هر طریقی برای موردی خاص است. پس معلوم میشود وسیلهای که باید در مقام هدایت به کار برد یکسان و یکنواخت نیست.
علت اختلاف معجزات پیغمبران
یک روایت نسبتاً معروفی هست که مؤید این مدعاست. هرچند آن روایت در مورد معجزههای پیغمبران است که در عصرهای مختلف به یک گونه نبوده است، اما مدعای ما را تأیید میکند. این روایت، جواب سؤالی است که ابن سکیت از حضرت هادی علیه السلام روایت کرده است.
ابن سکیت از ادبای معروف است، نامش در کتب ادب زیاد برده میشود، معاصر با حضرت هادی (سلام اللَّه علیه) است، یعنی در زمان متوکل میزیسته، شیعه مذهب بود و به دست متوکل هم کشته شد. میگویند علت کشته شدنش این بود که معلم المعتز و المؤید پسران متوکل بود. متوکل میدانست که ابن سکیت به علویین علاقهمند است. یک روز هنگامی که ابن سکیت پیش متوکل بود، دو پسر متوکل وارد شدند. متوکل که از شمشیرش به اصطلاح خون میچکید رو کرد به ابن سکیت و گفت: آیا پسران من بهترند یا پسران علی، حسن و حسین؟ این مرد عالم چنان از این گستاخی متوکل برآشفت که گفت: قنبر، غلام علی در نظر من بهتر است از این دو پسر و از پدر آنها. متوکل دستور داد غلامهای ترکی آمدند و زبان ابن سکیت را از پشت گردن درآوردند. آن مرد با این وضع کشته شد.