مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - حرکتهای اصلاحی شیعی
را علمای ایران آغاز کردند و با دخالت زعیم بزرگ مرحوم حاج میرزا حسن شیرازی به پیروزی نهایی رسید. انقلاب عراق را علمای شیعه عراق که در رأس آنها مجتهد جلیلالقدر آقامیرزا محمدتقی شیرازی قرار داشت رهبری کردند. راستی حیرت آور و درسآموز است که از شخصیتی مانند مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی، مجسمه زهد و تقوا و تهذیب نفس و به اصطلاح درونگرایی، یکمرتبه در شرایط خاص شخصیتی مجاهد طلوع میکند که گویی همه عمر با جهاد و مبارزه بسر کرده است. نهضت مشروطیت ایران را در درجه اول مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم آقا شیخ عبداللَّه مازندرانی از مراجع نجف و دو شخصیت بزرگ از علمای تهران: مرحوم سید عبداللَّه بهبهانی و مرحوم سید محمد طباطبایی رهبری کردند.
در جهان تسنن نه تنها جنبشهایی نظیر جنبشهای فوق الذکر وسیله اصلاحطلبان مذهبی و مقامات روحانی سنی صورت نگرفته است، نهضتهایی نظیر نهضت اصفهان و نهضت تبریز و نهضت مشهد- که در نهضت اخیر، مجتهد بزرگ مرحوم حاج آقا حسین قمی نقش اول را داشت- نیز صورت نگرفته است.
چرا با اینکه در جهان تسنن سخن از اصلاح و مبارزه علیه استعمار و استثمار بیشتر به میان آمده، علمای اهل تسنن کمترتوانستهاند نهضتی را رهبری کنند، و برعکس روحانیت شیعه با اینکه انقلابهای عظیمی بپا کرده است کمتر حاضر شده است در باره دردها بیندیشد، نظر بدهد، طرح اصلاحی ارائه نماید، فلسفه سیاسی اسلام را مطرح نماید؟
این جهت به نظام خاص روحانیت شیعه و روحانیت سنی مربوط است. نظام روحانیت سنی به گونهای است که او را کم و بیش به صورت بازیچهای در دست حکام که خود، آنها را «اولیالامر» معرفی کرده است در آوردهاست. شخصیتی مانند عبده اگر بخواهد منصب افتاء را احراز نماید باید خدیو عباس ابلاغ آن را صادر نماید، و یا مقام افتاء و ریاست جامع الازهر شخصیت بزرگ و مصلحی مانند شیخ محمود شلتوت، باید با نوشته شخصیتی نظامی و سیاسی مانند جمال عبد الناصر حجیت و سندیت بیابد. روحانیت سنی یک روحانیت وابسته است. روحانیت وابسته قادر نیست علیه آن قدرتی که وابسته به آن است قد علم کند و توده مردم را به دنبال خود بکشاند.