مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - یک خاطره
که تاریخ هجری را به تاریخ به اصطلاح شاهنشاهی تبدیل کنند. این کار از نظر اقتصاد مردم و از نظر سیاسی اثری نداشت، حالا تاریخْ هجری باشد یا شاهنشاهی، ولی چقدر عواطف مردم را مجروح کرد و چه وسیله خوبی به دست رهبر داد برای کوبیدن دستگاه که این دشمنی با اسلام است، دشمنی با پیغمبر است، برابر است با این که هزارها نفر از عزیزان این مردم را بکشند. همین مسئله تغییر تاریخ در مردم عصیان ایجاد کرد، زیرا عاطفه اسلامی مردم را جریحه دار کرد.
بنابراین مسئله رهبری، کیفیت و نحوه رهبری [یکی از راههای شناخت ماهیت انقلاب ماست.] مردم در میان افراد زیادی که صلاحیت داشتند رهبر نهضت واقع شوند یک رهبر خاص را انتخاب کردند آنهم به صورت رهبر بلامنازع، رهبری که زوری نداشت که بخواهد خودش را بر مردم تحمیل کند، خود به خود انتخاب شد، نه این که کسی او را نصب کرد و نه این که خودش خودش را کاندیدا کرد. به علاوه وقتی نگاه کنیم این رهبر چه مسیری را طی کرده، روی چه اهرمهایی بیشتر تکیه کرده و چه منطقی را به کار برده است میبینیم این رهبر جز منطق اسلامی هیچ منطق دیگری را به کار نبرده؛ پس همین خودش نشان میدهد که نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بود، نهضت عدالتخواهانه بود ولی عدالت را در سایه اسلام میخواست، نهضت آزادی خواهانه بود آزادی را در سایه اسلام میخواست، نهضت استقلالطلبی بود استقلال را در سایه اسلام میخواست، همه چیز را در سایه اسلام میخواست.
یک خاطره
یادم نمیرود، در جریان معروفِ به اصطلاح اپورتونیستها، آنجا که گروهی از مجاهدین خلق از آنها جدا شدند و رسما اعلام گرایش به مارکسیسم کردند، [یکی از دوستان ما جمله خوبی گفت.] دوستی داریم [١] که فوقالعاده علاقهمند به فعالیتهای مجاهدین بود و عجیب فداکاری میکرد و تا پای جانش برای مبارزه حاضر بود و نه فقط برای مجاهدین، بلکه آنچنان ضد دستگاه بود که بالاتر از آن من
[١]. [آقای هاشمی رفسنجانی، چنان که خود ایشان هم در یکی از سخنرانیهای خود به مناسبتبزرگداشت استاد شهید مطهری این خاطره را نقل کردهاند.]