مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - عوام زدگی
حکومت عوام، منشأ رواج فراوان ریا و مجامله و تظاهر و کتمان حقایق و آرایش قیافه و پرداختن به هیکل و شیوع عناوین و القاب بالابلند در جامعه روحانیت ما شده که در دنیا بینظیر است. حکومت عوام است که آزادمردان و اصلاحطلبان روحانیت ما را دلخون کرده و میکند [١].
داد از دست عوام داد از دست عوام نپذیرند یکی داد از دست عوام همچو غولان برمند داد از دست عوام نام این بیادبان داد از دست عوام ای جگر نوبت توست داد از دست عوام غمم افزون نکند داد از دست عوام پند گیرید ز من داد از دست عوام در سالهای اقامتم در حوزه علمیه قم که افتخار شرکت در محضر درس پرفیض مرحوم آیتاللَّه آقای بروجردی (اعلیاللَّه مقامه) را داشتم، یک روز در ضمن درس فقه حدیثی به میان آمد به این مضمون که از حضرت صادق علیه السلام سؤالی کردهاند و ایشان جوابی دادهاند. شخصی به آن حضرت میگوید: قبلًا همین مسئله از پدر شما امام باقر علیه السلام سؤال شده، ایشان طور دیگر جواب دادهاند، کدامیک درست است؟
حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته درست است. بعد اضافه کردند:
انَّ الشّیعَةَ اتَوْا ابی مُسْتَرْشِدینَ فَافْتاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ اتَوْنی شُکاکاً فَافْتَیتُهُمْ بِالتَّقِیةِ.
یعنی شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم میآمدند با خلوص نیت میآمدند و قصدشان
[١]. مرحوم ملکالشعراء بهار قصیده مستزادی دارد در مذمّت و شکایت از عوام، میگوید:
از عوام است هرآن بد که رود بر اسلام | کار اسلام ز غوغای عوام است تمام | |
زآنچه پیغمبر گفته است و در او نیست شکی | وحی مُنزل شمرند آنچه شنیدند از مام | |
عاقل ار بسمله خواند به هوایش نچمند | غول اگر قصد کند گرد شوند از در و بام | |
عاقل آن به که همه عمر نیارد به زبان | که در این قوم نه عقلاست و نه ننگ است و نه نام | |
دل من خون شد در آرزوی فهم درست | جان به لب آمد و نشنید کسی جان کلام | |
غم دل با که بگویم که دلم خون نکند | سر فرو برد به چاه و غم دل گفت امام | |
پیش جُهّال ز دانش نسرایید سخن | که حرام است حرام است حرام است حرام | |