مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - حق شهید
را به رنج میافکند و کار میکند و زحمت میکشد- که البته این خود یک فریضه است، زیرا اسلام با بیکاری و بیکارگی و کلّ بر مردم بودن به شدت مخالف است- گفته شده است:
الْکادُّ لِعِیالِهِ کالْمُجاهِدِ فِی سَبیلِ اللَّهِ.
آن کس که برای عائلهاش کار میکند و زحمت میکشد و خود را به رنج میافکند مانند مجاهد در راه خداست.
حق شهید
تمام کسانی که به بشریت به نحوی خدمت کردهاند، حقی به بشریت دارند، از هر راه:
از راه علم، از راه فلسفه و اندیشه، از راه صنعت، از راه اختراع و اکتشافات، از راه اخلاق و حکمت عملی، ولی هیچ کس حقی به اندازه حق شهدا بر بشریت ندارد و به همین جهت هم عکسالعمل احساسآمیز انسانها و ابراز عواطف خالصانه آنها درباره شهدا بیش از سایر گروههاست.
چرا و به چه دلیل حق شهدا از حق سایر خدمتگزاران بیشتر و عظیمتر است؟
البته دلیل دارد: همه گروههای خدمتگزار دیگر مدیون شهدا هستند، ولی شهدا مدیون آنها نیستند یا کمتر مدیون آنها هستند؛ عالِم در علم خود و فیلسوف در فلسفه خود و مخترع در اختراع خود و معلم اخلاق در تعلیمات اخلاقی خود نیازمند محیطی مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهند ولی شهید آن کسی است که با فداکاری و از خودگذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد میکند.
مثَل شهید مثَل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند. آری، شهدا شمع محفل بشریتاند؛ سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک میماند هیچ دستگاهی نمیتوانست کار خود را آغاز کند یا ادامه بدهد.
داستان شهید و غیر شهید داستان همان شمع و شاهد است که پروین به نظم آورده است: