مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - امید و انتظار
نیمهبیدار قرار گرفتهاند که روز به روز بیدارتر میشود. انتظاراتی که نسل امروز از روحانیت و اسلام دارد غیر از انتظاراتی است که نسلهای گذشته داشتهاند. بگذریم از انتظارات خام و نابخردانهای که بعضی دارند، اکثریت آن انتظارات مشروع و بجاست. اگر روحانیت ما هرچه زودتر نجنبد و گریبان خود را از چنگال عوام خلاص و قوای خود را جمع و جور نکند و روشنبینانه گام برندارد، خطر بزرگی از ناحیه اصلاحطلبان بیعلاقه به دیانت متوجهش خواهد شد.
امروز این ملت تشنه اصلاحات نابسامانیهاست و فردا تشنهتر خواهد شد؛ ملتی است که نسبت به سایر ملل احساس عقبافتادگی میکند و عجله دارد به آنها برسد. از طرفی مدعیان اصلاحطلبی که بسیاری از آنها علاقهای به دیانت ندارند زیادند و در کمین احساسات نو و بلند نسل امروزند. اگر اسلام و روحانیت به حاجتها و خواستهها و احساسات بلند این ملت پاسخ مثبت ندهند، به سوی آن قبلههای نوظهور متوجه خواهند شد. فکر کنید آیا اگر سنگر اصلاحات را این افراد اشغال کنند موجودیت اسلام و روحانیت به خطر نخواهد افتاد؟
اما این که اگر بنا شود به حول و قوّه الهی سر و سامانی به روحانیت ما داده شود روی چه اساس و با چه برنامهای باید صورت بگیرد، باید مفکرین قوم بنشینند و ترتیب کار را از جنبه برنامههای تحصیلی و از جنبه روش و طرز اداره و قسمتهای دیگر بدهند. اینجانب یادداشتهایی در این زمینه تهیه کردهام و برای آنکه این مقاله بیش از این طولانی نشود از درج آنها صرفنظر میکنم.
امید و انتظار
من خودم میدانم گروهی این افکار و این آرزوها را بیهوده و غیرعملی میدانند. به عقیده آنها سر و سامان دادن به سازمان روحانیت در این عصر و زمان چیزی شبیه زنده کردن مرده و لااقل نجات دادن یک بیمار محکوم به مرگ است.
اما من درست در نقطه مقابل فکر میکنم، روحانیت را از لحاظ هسته اصلی زندهترین دستگاهها میدانم. عقیده دارم فقط غُل و زنجیرهایی به دست و پای این موجود زنده و فعال بسته شده و باید او را از قیدها و زنجیرها آزاد کرد. همواره گفته و میگویم که روحانیت ما درخت اصیل و با ارزش و زنده آفتزده است که خودش را باید حفظ کرد و با آفاتش مبارزه نمود. نظریه افرادی که آن را درخت خشک و