مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - امام خمینی ارزشها را با معیارهای اسلامی مطرح کردند
شرکت داشتند، طبقه تحصیلکرده شرکت داشت طبقه تحصیلنکرده هم شرکت داشت، دانشجو و کارگر و کشاورز و بازرگان همه شرکت داشتند ولی رهبر خود به خود انتخاب شد. این که رهبر واقعا خود به خود انتخاب شد به طوری که همه رهبری آن رهبر را اذعان کردند چگونه بود؟ آیا به دلیل صداقت رهبر بود؟ شک ندارد که رهبر صداقت داشت ولی آیا صداقت منحصر به امام خمینی بود، آن کسان دیگری که واقعا لیاقت رهبری داشتند صداقت نداشتند؟ چرا. رهبر شجاع بود، آیا تنها ایشان فرد شجاعی بودند، غیر از ایشان رهبر صدیق و صادق شجاع وجود نداشت؟ چرا. ایشان از یک نوع روشنبینی برخوردار بودند، آیا منحصرا ایشان از روشنبینی برخوردار بودند، کس دیگر روشنبینی نداشت؟ رهبر قاطعیت داشت ولی این هم منحصر به ایشان نبود. همه این مزایا در ایشان جمع بود ولی چنین نیست که این مزایا در دیگران نبود. پس چگونه شد که جامعه خود به خود ایشان را به رهبری انتخاب کرد؟
مسئلهای مطرح میکنند تحت عنوان نقش رهبر در نهضتها یا در تاریخ، که آیا تاریخ شخصیت را میسازد یا شخصیت تاریخ را میسازد؟ آیا نهضت رهبر را میسازد یا رهبر نهضت را میسازد؟ میدانیم نظریه صحیح این است که یک اثر متقابل میان نهضت و رهبر هست. آیا رهبر نهضت را به اوج میرساند یا نهضت رهبر را رهبر میکند؟ حقیقت این است که هر دو، یعنی مزایا و امتیازاتی باید در رهبر باشد [که اینها نهضت را به اوج میرساند] و خصوصیتی باید در نهضت وجود داشته باشد که این خصوصیت این رهبر را رهبر میکند.
امام خمینی ارزشها را با معیارهای اسلامی مطرح کردند
علت این که امام خمینی رهبر بلامعارض و بلامنازع این نهضت شد این است که علاوه بر این که واقعا شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم ایران قرار داشت که دیگران در این مسیر قرار نداشتند، یعنی اگر امام خمینی با همه مزایای شخصی که دارد منطقی که به کار برد و اهرمهایی که روی آن اهرمها دست میگذاشت و فشار میداد و جامعه را به حرکت میآورد از نوع اهرمهایی بود که دیگران روی آنها فشار میآورند، مثلا اگر ایشان هم همان منطق دیگران یعنی مسئله تضاد طبقاتی و به اصطلاح وارد کردن