مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨ - مصاحبه تلویزیونی (٣)
همه شکافت یکی از اساتید بزرگ ما بودهاند [١].
گفتیم یک نوع فلسفه تاریخ این طور میگوید. بنا بر این فلسفه و این گونه توجیه از انقلابها همه انقلابها با همه اختلاف در شکلها ماهیت مادی و طبقاتی دارد.
کسانی که این گونه فکر میکنند اصلا نمیتوانند تصور کنند که انقلابی رخ بدهد و ریشه طبقاتی مادی اقتصادی نداشته باشد. (حالا که شما پرانتز باز میکنید یک پرانتز هم خودم باز کنم.) عجیب این است که بعضی از کسانی که آشنایی زیاد با مسائل اسلامی ندارند جهتگیری اسلام به سود مستضعفان و محرومان را با این برداشت غلط که اسلام هم عامل محرک تاریخ را مستضعفان میداند اشتباه کردهاند؛ خیال کردهاند این که در قرآن این همه به حمایت محرومان و مستضعفان برخاسته شده است به معنی این است که اسلام هم همیشه پرچم حرکتها و انقلابها را به دوش مستضعفین به تنهایی میبیند، اسلام هم به جامعه دو قطبی قائل است و معتقد است که همیشه جامعهها دو قطبی هستند و قطب به اصطلاح مرفّه بدون استثنا همان قطب کافر و بی دین و فاسق است، و برعکس، قطبی که عامل حرکت تاریخ است قطب مؤمن است و اسلام اساسا مخاطبش اینها هستند و وقتی که میگوید «ای مردم» اصلا مردمِ اسلام یعنی مردم محروم و به مردم مرفّه کار ندارد. همین طور که اگر اسلام میگوید «ای مردم» خطابش به انسانهاست و به حیوانها نیست، مخاطبش اسب و گوسفند و الاغ و قاطر نیست، همچنین مخاطب اسلام منحصرا مردم محروم هستند، عامل هر حرکت را هم فقط در اینها میآفریند و سرباز هم فقط و فقط از همینها میگیرد و بس.
خیر، دو مسئله است: جهتگیری اسلام به حمایت مستضعفین یک مسئله است، به سراغ چه اشخاصی برای هدایت میرود و احیانا هدایتش هم مؤثر واقع میشود، به عبارت دیگر مخاطبش چه افراد و گروههایی هستند مسئله دیگری است. البته بدون شک همیشه محرومان و مستضعفان آمادگی پذیرش اسلام را بیشتر دارند [٢]، چرا؟ چون اسلام، هم ندای دل و وجدان و عقلشان است و هم چون
[١]. [مرحوم علامه طباطبائی (ره)][٢]. طبیعت هم این را اقتضا میکند، تاریخ هم این را نشان میدهد.