مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥ - جهاد یا مسئولیت شهید
ج. حقارت روحی.
د. بصیرت و بینش را از دست دادن. این نکته عجیب است که علی علیه السلام بصیرت دل و نورانیت قلب را موقوف به این امر میشمارد. در منطق اسلام به صراحت گفته شده که بصیرت زاده عمل است، ولی هیچ جا به این صراحت، عملی اجتماعی مانند جهاد را یک رکن از ارکان معنویت و سلوک الی اللَّه نشمرده تا آنجا که ترک آن موجب پیدایش حجابها بر دل گردد.
ه. با ترک جهاد، دولت حق از آنان که به آنها سپرده شده گرفته میشود. دیگر آنها لایق نیستند که پرچمدار اسلام و منادیان حق به شمار روند.
و. محرومیت از انصاف دیگران؛ یعنی تا ملتی مجاهد است دیگران او را به حساب میآورند و اجباراً رعایت انصاف را دربارهاش مینمایند، اما ملتی که این خصیصه را از دست داد، دیگران برای او شخصیتی قائل نمیشوند و از هرگونه انصافی دربارهاش مضایقه میکنند.
این همه نکبتها و ادبارها معلول از دست دادن روحیه مجاهدگری است.
پیغمبر اکرم فرمود:
الْخَیرُ کلُّهُ فِی السَّیفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّیفِ [١].
خیر و برکت در شمشیر و زیر سایه شمشیر است.
و هم فرمود:
انَّ اللَّهَ اعَزَّ امَّتی بِسَنابِک خَیلِها وَ مَراکزِ رِماحِها [٢].
خداوند امت مرا به وسیله سم اسبها و فروگاه نیزهها عزیز ساخت.
یعنی امت اسلام مساوی است با امت قوّت و امت قدرت. اسلام دین قدرت و قوّت و دین مجاهدساز است. ویل دورانت در تاریخ تمدن خویش میگوید: «هیچ دینی به
[١]. تهذیب الاحکام شیخ طوسی، ج ٦، کتاب الجهاد.[٢]. همان. در کتاب کافی هر دو حدیث هست ولی در حدیث دوم به جای «اعَزَّ» «اغْنی» است و ظاهراً با جملههای قبل از این جمله کلمه «اعَزَّ» که مطابق نسخه تهذیب است مناسبتر است.