مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١ - قبول یک حقیقت انسانی، ایجاد مسئولیت و محدودیت در روابط می کند
روش درمان و نوع پرهیز به پسند و سلیقه شما نیست، اینها مسائلی است که به پسند شما مربوط نیست، مسائل سلیقهای نیست بلکه مسائل واقعی است. اینگونه مسائل، حسابی برای خود دارد. پیشروی مرض شما چنین است و راه معالجه آن چنان. نتیجه اطاعت از سلیقهات مردن، و نتیجه مطیع مسائل واقعی پزشکی بودن حیات داشتن است.
آنهایی که در مورد دین نظریه صلح کل را قبول کردهاند در واقع میخواهند بگویند دین امری است که جنبه فانتزی دارد و با واقعیات سروکاری ندارد.
همانگونه که شخصی از موسیقی خوشش میآید، شخص دیگری هم از دین خوشش میآید. یکی میخواهد در اصفهان زندگی کند، شخص دیگری در تهران و یکی در ده؛ هرکسی هرچه بخواهد همان را انتخاب میکند و انتخابش برای خودش «خوب» است. این فکر را همچنین به صورت حرف برق و جلاداری به این عنوان که روشنفکر مرد صلح کل است و دین امری وجدانی است عنوان مینمایند.
دین اینچنین نیست و قدر مسلّم این است که این حرف با دین اسلام جور درنمیآید زیرا دین اسلام یک طرح و ایدئولوژی بر اساس سعادت فرد و جامعه انسانی است که اگر انسان آن را بپذیرد و به آن عمل کند سعادت دنیا و آخرت فردی و اجتماعی را تأمین میکند و الّا نه؛ و این را نمیشود به ذوق و سلیقه هر فرد ربط داد.
ایدئولوژی ملازم است با مسئولیت
اینجاست که قبول این ایدئولوژی برای من مسئولیت به وجود میآورد. اولین مسئولیتی که به وجود میآورد مسئولیت در مقابل وجود خودم است و بعد مسئولیت در مقابل خانوادهام و بعد مسئولیت در مقابل اقوامم و جامعهام و بلکه مسئولیت در مقابل تمام اجتماع بشریت.
قبول یک حقیقت انسانی، ایجاد مسئولیت و محدودیت در روابط می کند
وقتی که من دین را به عنوان یک حقیقت نه به عنوان یک مسئله فانتزی و وجدانی بپذیرم، این پذیرش قهراً یک محدودیتهایی در روابط من ایجاد میکند. آن محدودیتها چیست؟ وقتی من فهمیدم بیماری و سلامتی مسئلهای واقعی است نه