مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٩ - قرآن و تاریخ
قرآن کریم لااقل در بخشی از عبرتآموزیهای خود، زندگی اقوام و امتها را به عنوان مایه تنبّه برای اقوام دیگر مطرح میکند:
تِلْک امَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کسَبَتْ وَ لَکمْ ما کسَبْتُمْ و لا تُسْئَلونَ عَمّا کانوا یعْمَلونَ [١].
آنان امت و جامعهای بودند که گذشتند و رفتند. آنان راست دستاوردهای خودشان و شما راست دستاوردهای خودتان. شما مسئول اعمال آنان نیستید. (تنها مسئول اعمال خود هستید).
قرآن مکرر در تعبیرات خود موضوع حیات و مدت و اجل اقوام و امتها را طرح کرده است، مثلًا میگوید:
وَ لِکلِّ امَّةٍ اجَلٌ فَاذِا جاءَ اجَلُهُمْ لا یسْتَأْخِرونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمونَ [٢].
زندگی هر امتی را پایانی است، پس هر گاه پایان عمرشان فرا رسد، نه ساعتی دیرتر بپایند و نه ساعتی زودتر فانی گردند.
قرآن کریم این گمان را که ارادهای گزافکار و مشیتی بیقاعده و بیحساب سرنوشتهای تاریخی را دگرگون میسازد به شدت نفی میکند و تصریح مینماید که قاعدهای ثابت و تغییرناپذیر بر سرنوشتهای اقوام حاکم است؛ میفرماید:
فَهَلْ ینْظُرون الّا سُنَّتَ الْاوَّلینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلًا [٣].
آیا این مردم جز سنت و روشی که بر اقوام پیشین جاری شده است انتظاری دارند؟ هرگز در سنت خدا تبدیل (جانشین شدن سنتی به جای سنتی) یا تغییر (دگرگونی یک سنت) نخواهی یافت.
[١]. بقره/ ١٣٤ و ١٤١.[٢]. اعراف/ ٣٤.[٣]. فاطر/ ٤٣.