مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - ماجرای ساختن سینما در کنار مسجد
تلاش استعمار برای تخریب بال اراده
مردم را برای همیشه نمیشود ناآگاه نگه داشت. گذشته از این، خود پیشرفت و توسعه تمدن خواه ناخواه منجر به یک سلسله بیداریها میشود. ماشین چاپ که اختراع شد، مطبوعات خواه ناخواه زیاد میشود. استعمار چه بخواهد چه نخواهد، افکار پخش میشود، و انواع وسایل ارتباطی دیگری که هست. این بود که به فکر نیرنگ دیگری افتادند و آن این که آن بال دیگر را خراب کنند. بال دیگر چیست؟
بال اراده، بال احساس شرف و کرامت ذات و این که من انسان هستم، بال اخلاق. تا وقتی که مردم جاهل بودند، برنامه فاسد کردن انسانها از نظر اخلاق چندان برای استعمار مطرح نبود، نیازی به آن نبود. ولی از روزی که دیدند آگاهی تدریجا دارد پیدا میشود، نمیشود جلو آگاهی را گرفت و مردم را برای همیشه در بیخبری گذاشت، گفتند حالا وقت این است که آن بال دیگر را از مردم بگیریم و آن، بال اخلاق، بال پاکی و طهارت است. اینجا بود که به مسئله اشاعه انواع فساد اخلاقها به عنوان یک مخدّر و یک امر تخدیر کننده پرداختند. ولی این مسئله را به این نام نمیگفتند، همان را هم به نام تمدن، پیشرفت و آزادی میگفتند. به نام تمدن و پیشرفت و آزادی و از راه فساد اخلاق، بیحسی ایجاد میکردند. انسان اگر عالم و آگاه هم بشود، وقتی که خُلق و روحیهاش فاسد شد، نه تنها آن آگاهی به سود خود و جامعهاش نیست، بلکه همان آگاهی بیشتر به زیان جامعهاش تمام میگردد، میشود: «چون دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا». تا روزی که دزد نبود چراغ نداشت، از روزی که چراغ پیدا کرد دزدش کردند که از آن چراغ به نفع دزدی استفاده کند. این برنامهای بود که اشخاص آگاه متوجه آن بودند.
ماجرای ساختن سینما در کنار مسجد
در حدود هفده سال پیش، شاید چند ماهی قبل از انقلاب ١٥ خرداد، در آبادان میخواستند یک سینما در کنار مسجد بسازند. بعد از فوت مرحوم آیتاللَّه بروجردی بود. در زمان حیات ایشان نمیتوانستند این کار را بکنند و هنوز مراجع بعدی قوّت و قدرتی پیدا نکرده بودند. میخواستند فورا از این خلأ این جور استفادهها ببرند. علمای خوزستان داد و فریاد کردند که حالا سینما میخواهید بسازید چرا کنار مسجد؟! آمدند قم و تهران و ... علما هم شروع کردند به اقدام کردن