مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - سه نمونه دیگر
میکردند که اسلام میگوید با ظالم باید مبارزه کرد، با استبداد باید مبارزه کرد، در مقابل خارجی که قصد استعمار تو را دارد باید ایستادگی کرد، در مقابل اختناق باید ایستادگی کرد، اسلام میگوید حرّیت چنین [ارزشی دارد،] علی علیه السلام فرمود: وَ لاتَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً [١]. هرگز بنده دیگری مباش زیرا خدا تو را آزاد آفریده است. روح انقلاب فرانسه را این جمله تشکیل میدهد که انسان آزاد به دنیا آمده است و باید آزاد از دنیا برود؛ در ١٢٥٠ سال قبل از آن علی گفت: بنده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفریده است. این جمله در آن وصیتی است که به امام حسن علیه السلام میفرماید.
سه نمونه دیگر
جمله دیگر که در میان ما مکرر بازگو میشد، در فرمانی است که علی علیه السلام به نام مالک اشتر نوشته است و مکرر شنیدهاید. به مالک، والی و استاندار مصر که از طرف او تعیین شده است، مینویسد: به مردم درس آزادمنشی بده، کاری نکنی که چون تو مافوق مردم هستی مردم را ساکت کنی، مردم را تحقیر کنی، صدای مردم را خفه کنی، به دلیل این که تو مافوق هستی آنها مادون؛ چرا؟ اول تهدیدش میکند: فَانَّک فَوْقَهُمْ تو بالادست و بالاسر این مردم هستی چون حاکم بر آنها هستی، اما والِی الْأمْرِ عَلَیک فَوْقَک آن کسی که تو را والی قرار داده بالاسر توست (یعنی من در کمین تو هستم؛ اگر تخلّف کنی میدانی با تو چه خواهم کرد؟!) بعد میگوید: وَاللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلّاک و بالاسر آن کسی که به تو فرمان داده، یعنی بالاسر من، خدای متعال است که از من میپرسد. بعد میگوید: به مردم جرئت و شهامت بده، میدان را برای اعتراض مردم باز کن، بگذار بیایند حق خودشان را از تو مطالبه کنند و نترسند. چرا باید مردمی از والی و حاکم خودشان ترس و رعب داشته باشند؟ بعد میگوید: سَمِعْتُ رَسولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله غَیرَ مَرَّةٍ لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّی یؤْخَذَ لِلضَّعیفِ حَقُّهُ مِنَ الْقَوِی غَیرَ مُتَعْتَعٍ [٢]. من از رسول خدا مکرر شنیدم که میفرمود: هرگز ملتی به قداست نخواهد رسید تا آن وقتی که وضع آن ملت به حالتی درآید که ضعفا و ناتوانان حقشان را از اغنیا و اقویا
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٣١.[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.