مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٦ - وعظ و تبلیغ
اینها میگذارند. اینها با زرنگی و یا تطمیع و یا وسایل دیگر عده دیگر را با خود موافق میکنند و معناً همیشه به نفع آنها و بر ضرر مسلمانان در فعالیتاند.
من نمیخواهم در این مقاله در اطراف این پلیدها و مفاسدی که بر وجودشان مترتب است بحثی کرده باشم، هرکسی کم و بیش از آن آگاه است. در اینجا همین قدر میگویم که آیا قطع این ریشه فساد جز با سازمان دادن صحیح به تشکیلات روحانی ما میسر است؟
وعظ و تبلیغ
وعظ و تبلیغ و خطابه و منبر یکی از رشتههای وابسته به روحانیت ماست. اگر بنا شود درباره این قسمت از لحاظ وظیفهای که به عهده دارد و خدماتی که انجام داده و میدهد و نقایصی که داشته و دارد بحث شود، مقاله مستقلی خواهد شد. در اینجا به مناسبت مطالب گذشته همین قدر میگویم که دستگاه وعظ و تبلیغ ما به نوعی دیگر گرفتار عوامزدگی است. این دیگر به وجوهات و سهم امام مربوط نیست، مربوط به این است که این کار رسماً به صورت یک شغل و کار و کسب درآمده و عنوان اجرت و مزد بگیری پیدا کرده است؛ یعنی همان موضوعی که همه انبیا به نقل قرآن کریم در موارد متعدده، از آن امتناع میکردند در میان ما جاری و معمول است. بدیهی است به حکم قانون مسلّم عرضه و تقاضا هر چیزی که جزء مسائل اقتصادی قرار گرفت و از قبیل عرضه داشتن کالا برای فروش شد تابع میل و خواسته مصرفکننده است نه تابع مصلحت وی.
اگر کالایی که همه طبقات دیگر برای فروش وارد میکنند فقط به خاطر مصلحت وارد میشود، میتوان فرض کرد که وعظ و تبلیغهای حرفهای ما نیز در جهت مصالح اسلام و مسلمین صورت میگیرد [١].
[١]. مرحوم حاجی نوری (علیه الرحمة) در کتاب لؤلؤ و مرجان در این موضوع بحث کردهاند. مولوی در جلد دوم مثنوی میگوید:
هر نبی میگفت با قوم از صفا | من نخواهم مزد پیغام از شما | |
گر ترازو را طمع بودی به مال | راست کی گفتی ترازو وصف حال | |
گر طمع در آینه برخاستی | در نفاق آن آینه چون ماستی | |