مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - ١ محکمه تفتیش عقاید
آمد این زنجیر اعتقادی را از دست و پای آنها باز کرد و فکرشان را آزاد نمود: وَ یضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَ الْاغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیهِمْ [١]. قرآن اسم آن چیزی را که اروپایی میگوید بشر را باید در آن آزاد گذاشت، زنجیر میگذارد؛ میگوید شکر این را بکنید که خدا به وسیله این پیغمبر این بارهای گران یعنی خرافهها را از دوش شما برداشت، این زنجیرهایی را که خودتان به دست و پای خودتان بسته بودید برداشت.
در جنگ بدر اسرا را نزد پیغمبر آورده بودند. طبق معمول اسیر را برای این که فرار نکند میبندند. پیغمبر یک نگاهی به اینها کرد و بیاختیار تبسم نمود. آنها گفتند:
ما از تو خیلی دور میدانستیم که به حال ما شماتت کنی. فرمود: شماتت نیست، من میبینم شما را به زور این زنجیرها باید به سوی بهشت ببرم، به زور باید این عقاید را از شما بگیرم.
بنابراین بسیار تفاوت است میان آزادی تفکر و آزادی عقیده. اگر اعتقادی بر مبنای تفکر باشد، عقیدهای داشته باشیم که ریشه آن تفکر است، اسلام چنین عقیدهای را میپذیرد، غیر از این عقیده را اساسا قبول ندارد. آزادی این عقیده آزادی فکر است. اما عقایدی که بر مبناهای وراثتی و تقلیدی و از روی جهالت، به خاطر فکر نکردن و تسلیم شدن در مقابل عوامل ضد فکر در انسان پیدا شده است، اینها را هرگز اسلام به نام آزادی عقیده نمیپذیرد.
ریشه طرح غلط آزادی عقیده در اروپا :
١. محکمه تفتیش عقاید
آیا میدانید علت این که در دنیای اروپا آزادی دین و آزادی عقیده را این طور فرض کردند که عقیده بشر باید به طور کلی آزاد باشد (به همان معنایی که خودشان میگویند) چیست؟ این آزادی عقیده به این حد افراط که شما امروز در دنیای اروپا میبینید، بخشی از آن عکسالعمل یک جریان بسیار شدید و سختی است که در دنیای اروپا بوده و آن محکمه تفتیش عقاید است. اینها قرنها در چنگال تفتیش عقاید بودند. کلیسا میآمد تجسس و جست و جو میکرد ببیند آیا کسی در مسائلی که کلیسا درباره آن اظهار نظر کرده است- ولو راجع به فلکیات باشد- اعتقادی بر
[١]. اعراف/ ١٥٧.