مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - اهداف اصلاحی سید جمال
شکل نهضتهاست که یک نهضت سیاسی است، یک نهضت فرهنگی است (فلسفی، ادبی، علمی، صنعتی) و یک نهضت مذهبی است. خیال میکنند که اینها به شکل نهضتها مربوط است و به ماهیت و محتوای آنها مربوط نیست. کما این که در این صورت قهرا هدفهای اصیل هم در همه جا یکی است. صورت و ظاهر هدفها و مقصدها متفاوت است؛ یکی را آدم خیال میکند سیاسی است، یکی را خیال میکند فرهنگی است، یکی را خیال میکند نظامی است، یکی را خیال میکند ادبی است، یکی را خیال میکند اقتصادی است؛ ولی ماهیت همه یکی است.
این البته نظریه بسیار نادرستی است و از نشناختن انسان و جامعه انسان ناشی میشود. یکی از تحقیرهای بزرگی که به انسانیت شده است همین است که خواستهاند برای تمام جامعهها، برای تمام نهضتها و جنبشها ماهیت مادی قائل شوند و جنبههای معنوی یعنی جنبههای انسانی و انسانیت را یک امر غیر اصیل و روبنایی و فرعی و طفیلی و یک امری که مقوّم واقعیت نهضتها نیست بدانند؛ یعنی در هر نهضتی، برداشتی اقتصادی از تاریخ و برداشتی تاریخی از اقتصاد و برداشتی تاریخی و اقتصادی از انسان بدون برداشتی انسانی از تاریخ و جامعه و اقتصاد؛ و تحقیری از این بالاتر بر انسان وارد نشده است. جنبشها مسلّما متفاوت است؛ بعضی ماهیت سیاسی دارد، بعضی ماهیت فرهنگی دارد، بعضی ماهیت علمی دارد، بعضی ماهیت مذهبی دارد. اینها با یکدیگر مختلف و متفاوت است.
اهداف اصلاحی سید جمال
سید جمال را به عنوان یک فرد در نظر میگیریم. اهداف او مشخص است و خودش مشخص کرده است. شخصیتی بود ضد استبداد و ضد استعمار در هر سه شکل استعمار: استعمار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، که همه اینها در کلمات سید جمال مطرح است. مردی بود طرفدار بازگشت به اسلام نخستین، به قرآن و سنت و سیره سلف صالح به قول خودش و مبارزه با خرافاتی که به اسلام در طول تاریخ بسته شده است. مردی بود طرفدار یک نهضت فرهنگی در جهان اسلام و طرفدار علم، و بالخصوص مردی بود که همبستگی دین و سیاست را تبلیغ کرد و این را در حدودی که برای یک فرد مقدور بود به جامعه اسلامی تفهیم کرد که مسئله جدایی دین از سیاست نیرنگی است که سیاستبازان عالم ساختهاند. در دین، بالخصوص دین