مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - استقلال مکتبی
سوء نیت نداشته باشی.
این است که من روی مسئله استقلال خیلی تکیه میکنم، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی و بالخصوص روی استقلال فرهنگی و در استقلال فرهنگی بالاخص روی استقلال مکتبی زیاد تکیه دارم.
استقلال مکتبی
ما اگر مکتب مستقل خودمان را ارائه نکنیم انقلاب ما به نتیجه و ثمر نمیرسد، جذب مکتبهای دیگر میشویم. ولو این که رژیم را عوض کردیم، استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی به دست آوردیم اما اگر به استقلال فرهنگی، بالخصوص به استقلال مکتبی نرسیم باختهایم. ما باید کار کنیم، باید نشان بدهیم جهانبینی اسلامی نه با جهانبینی غربی میخواند نه با جهانبینی شرقی. این چه بیماری است که عدهای میخواهند حتی جهانبینی اسلامی را به یکی از جهانبینیهای غربی یا شرقی تطبیق بدهند. به آیات قرآن که میرسند آنها را به گونهای تأویل و توجیه میکنند که با یکی از مکتبهایی که در غرب یا شرق وجود دارد بخواند. اسم مَلَک و فرشته که میآید به گونهای میخواهند توجیه و تأویل کنند. [به این افراد باید گفت حقیقت] اینها نیست. اگر تو [به آن] نرسیدهای کوشش کن که برسی. ما بخواهیم یا نخواهیم، بفهمیم یا نفهمیم، فکر ما برسد یا نرسد، در قرآن دهها معجزه از پیغمبران آمده است و این از مفاخر قرآن است. اگر این مسائل نبود اصلا دین نیمی از رسالت خود را از دست داده بود. دین آمده است برای این که دید ما را وسیع کند (دید حسی که نیازی به آمدن پیغمبران ندارد)، ایمان به غیب را در ما ایجاد کند، ارزش انسان را تا آنجا بالا ببرد که انسان بتواند از قوانین معنوی بر ضد قوانین مادی استفاده کند، یعنی کاری را انجام بدهد که با قوانین مادی جور در نمیآید، قوانین مافوق مادی بر قوانین مادی حکومت کند، که اسمش میشود معجزه. در قرآن چقدر معجزه آمده؟! مگر رودربایستی داریم؟! عدهای تا میرسند به معجزات قرآن، شروع میکنند به تأویل و توجیه کردن که اگر قرآن میگوید دریا برای موسی شکافت، مقصود این است که در آن وقت مثلا دریا جزر و مد داشته، حالت جزر دریا بوده و جزر هم طول کشیده، آنوقت موسی آمده از کف دریا رفته، وقتی که موسی رد شد دریا به حالت اوّل برگشت. اگر قرآن میگوید عصای موسی اژدها شد، مقصود چیز دیگر