مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٧ - هشدار و انذار
من منکر وجود خطبای صالح و مصلحتاندیش و خدمات گرانبهایی که انجام داده و میدهند نیستم، و هم طرفدار این نیستم که یکباره وضع موجود عوض گردد و ترتیب دیگری داده شود، بلکه طرفدار این نظر هستم که خود سازمان روحانیت گروهی خطیب و واعظ با برنامه صحیح تربیت کند و زندگی آنها را اداره کند و آنها مزد و اجری از رسالت خود نخواهند. این عده خواهند توانست آزاد بیندیشند، وابستگی نداشته باشند. وجود این عده کافی است که دیگران هم از آنها پیروی کنند. دستگاه وعظ و تبلیغ ما نیز مانند خود سازمان روحانیت حرّیت ندارد، در نبرد با جهالت عوام ضعیف و ناتوان است.
هشدار و انذار
اگر به خواست خدا مشکل مالی سازمان روحانیت ما حل گردد سایر نواقص به دنبال آن حل خواهد شد. اگر ما نکنیم روزگار خواهد کرد. چیزی که بسیار مایه امیدواری است وجود شخصیتهای لایق و بزرگوار و مخلص و اصلاحطلب در میان همه طبقات روحانیین ما از طراز اول و مراجع تقلید و خطبای درجه اول گرفته تا طلاب و محصلین و وعاظ جوان است.
آنچه در این مقاله گفته شد به معنی این نیست که خدای نخواسته در افراد روحانی ما نسبت به سایر طبقات نقیصهای هست، بلکه خود این مقاله دلیل این است که نویسنده هر انتظار اصلاحی دارد از این سلسله جلیله است. منظور نویسنده این است که با سازمان صحیح دادن به روحانیت، دست شخصیتهای لایق و برجسته ما بازتر بشود و راه عملی شدن هدفهای مقدس آنها فراهم گردد.
به نظر نویسنده مادامی که اصلاح اساسی صورت نگرفته وظیفه افراد اصلاحطلب این است که زندگی خود را از طریق یک شغل و حرفه که ضمناً کمتر وقت آنها را بگیرد تأمین و از دسترنج خود زندگی کنند تا بتوانند آزاد فکر کنند و آزاد بگویند و در یک سنگر آزاد از اسلام حمایت کنند و مقدمات یک اصلاح اساسی را فراهم نمایند.