مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - دو نمونه از نفاق در بیان تفکر
صلاحیت دارد یک کرسی اختصاص به مارکسیسم بدهد این دانشکده است نه این که مارکسیسم یا بخش اعتقادی و فلسفی و منطقیاش (ماتریالیسم دیالکتیک) را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه بروید استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته باشد و مؤمن به مارکسیسم باشد، ماتریالیسم دیالکتیک را شناخته باشد و معتقد به آن باشد و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد، به هر قیمتی شده پیدا کنید، حقوق گزاف به او بدهید بیاید در همین دانشکده الهیات اینها را تدریس کند. بعد ما هم میآییم، حرفی اگر داشته باشیم میگوییم و منطقمان را عرضه میداریم. هیچ کس هم مجبور نیست که منطق ما یا منطق آنها را بپذیرد. چرا مسئله را به این صورت در میآورید که در این دانشکده چون الهیات است مارکسیسم تدریس نشود. خیر، باید مارکسیسم تدریس شود و وسیله استادی هم تدریس شود که معتقد به مارکسیسم است؛ فقط جلو دروغگویی و حقهبازی را باید گرفت. دیگر یک مارکسیست نیاید تمسک به آیه قرآن بکند بگوید فلان آیه قرآن هم اشاره به فلان اصل مارکسیستی است. ما با این مخالفیم. این خیانت به قرآن است که یک جهانبینی ماتریالیستی یا مارکسیستی را بگوییم قرآن هم همین مطلب را میخواهد بگوید. خیانت آزاد نیست.
دو نمونه از نفاق در بیان تفکر
گاهی انسان میبیند نوشتههایی زیر پوشش اسلامی منتشر میشود [١]. من در مقدمه چاپ هشتم کتاب علل گرایش به مادیگری این مطلب را نوشتم. برخی جزوههای تفسیر قرآن به دستم رسید و واقعا هنوز هم من نمیدانم اینها مسلماناند و اغفال شدهاند یا تعمّد به خرج میدهند [٢]. احتمال میدهم از همان افرادی هستند که مرعوب و مجذوب مسائل مارکسیستی هستند. از اول قرآن تا آنجا که من خواندهام تمام آیات را برداشت مارکسیستی کرده. به قرآن چه کار داری برادر؟! تو حرف
[١]. [مقصود جزوات گروه منافق فرقان است، گروهی که استاد را به شهادت رساند.][٢]. چون اسم نویسنده یا نویسندگانش نیست آنها را نمیشناسم.