مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - جمهوری اسلامی - انتقادها
پاسخ پرسش اول این است که اولا مردم ایران به این پرسش پیشاپیش پاسخ دادهاند، در راهپیماییهاشان، در شعار اللَّهاکبر شان، در شعارهای دیواریشان، در قبول رهبری امام. گفته شد که رهبر لحظه مناسب را تشخیص میدهد و با اعلام شعارها و رهنمودهای مناسب، انقلاب را هدایت میکند. اتفاقا جان مطلب همین جاست که رهبر با اعلام شعار «جمهوری اسلامی» و «به پیش به سوی حکومت اسلام» به انقلاب روح داد، زیرا با زبان دل مردم و خواستههای درونی عموم مردم [سخن گفت] هر چند گروهی معدود از روشنفکران که در عالم هپروت زندگی میکنند و از متن زندگی مردم بدورند دلخور شدند. ندای امام ندای برخاسته از متن فرهنگ و تاریخ مردم بود.
ثانیا رفراندوم تأکید بر همین پرسش است که دقیقا درصد خواهندگان جمهوری اسلامی که در رفراندوم شرکت میکنند روشن شود.
پاسخ پرسش دوم این است که نه، همه کشتهشدگان و زندانیان طرفدار جمهوری اسلامی نبودهاند ولی اکثریت قاطع طرفدار بودهاند. آیا دموکراسی چه ایجاب میکند، ترجیح نظر اقلیت را یا اکثریت را؟ فرضا ما بخواهیم آراء آنها را دخالت دهیم، باز [نظر] اکثریت قاطع جمهوری اسلامی بوده است. از دهها هزار شهید شاید صد کشته غیر اسلامی هم نداشته باشیم.
ثانیا باید دید ملت ایران به دنبال کدام کشتهشدگان راه افتادند؟ به دنبال آنان که آنها را مدافع عقیده و فرهنگ خود میدانستند و از خود میدانستند و یا آنان که از شنیدن افکار و عقاید آنها درباره جهان، انسان، خانواده، عفاف، پاکی، مو بر تن این ملت راست میشد و همیشه با خود میگفت نکند سقوط رژیم منجر به روی کار آمدن این اقلیت بشود.
اما پاسخ پرسش سوم این است که مُهر اسلامیت را اکثریت قاطع ملت ایران زده است. مبارزه ملت ایران، انقلاب ملت ایران تنها یک انقلاب سیاسی علیه ظلم و ستم نبوده است، تنها ضد استعمار سیاسی نبود و نیست، انقلاب ایدئولوژیک [بوده] علیه ایدئولوژیهای غربی استعمارگر که زیر پوشش الفاظ فریبنده آزادی، دموکراسی، سوسیالیسم، تمدن، تجدد، پیشرفت، تمدن بزرگ و امثال اینها عنوان میشد. ملت ایران آن روز که گفت جمهوری اسلامی، خواست مُهر خودش را یعنی مهر فرهنگ خودش را به آن بزند، و در حقیقت میدانیم که هویت یک ملت آن