مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - رهبری نهضت
از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسینهای زمان و بی رابطه با یزیدها و عبیداللَّههای زمان بپا دارند. اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظرف خالی باقی مانده است. در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور بدر آید حاضر است که شرکت کند، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد. در چنین مراسم است که نه تنها «تباکی» اثر ندارد، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایی برنمیخورد.
این مطلب، صحیح است و ما مکرر به زبانها و بیانهای دیگر در بارهاش سخن گفتهایم. اما پرسش ما از دوست عزیز این است که آیا فرهنگ کهن ما که رهبری سنتی پاسدار آن است اینچنین چیزهایی است؟ آیا امثال سید جمال، مدرس، آیت اللَّه خمینی، طالقانی پاسدار این مراسم و تشریفاتند؟
رابعاً کدام رهبری توانسته است مانند همین رهبری سنتی موج بیافریند و حرکت خلق کند؟ در این صد ساله اخیر که از قضا دوره فرنگ رفتهها و روشنفکران متجدد ضد سنت است، کدام رهبری غیر سنتی توانسته است یک دهم رهبری سنتی جنبش به وجود آورد؟
برخی دیگر به شکل دیگر در باره ضرورت انتقال رهبری نهضت اسلامی از روحانیت به طبقه به اصطلاح روشنفکر اظهار عقیده کردهاند، و آن اینکه جامعه امروز ایران جامعهای است مذهبی. ایران امروز از نظر زمان اجتماعی مانند اروپای قرن پانزدهم و شانزدهم است که در فضای مذهبی تنفس میکرد و تنها با شعارهای مذهبی به هیجان میآمد. و از طرف دیگر مذهب این مردم اسلام است، خصوصاً اسلام شیعی که مذهبی است انقلابی و حرکت آفرین. و از ناحیه سوم در هر جامعهای گروه خاص روشنفکران که خودآگاهی انسانی دارند و درد انسان امروز را احساس میکنند، تنها گروه صلاحیتداری هستند که مسئول رهایی و نجات جامعه خویشاند. روشنفکران جامعه امروز ایران نباید ایران امروز را با اروپای امروز اشتباه کنند و همان نسخه را برای ایران تجویز کنند که روشنفکران اروپا از قبیل سارتر و راسل برای اروپای معاصر تجویز میکنند. آنها باید بدانند که اولًا جامعه امروز ایران در سطح اروپای قرن پانزدهم و شانزدهم است نه در سطح اروپای قرن بیستم، و ثانیاً اسلام مسیحیت نیست. اسلام و بالخصوص اسلام شیعی، مذهب حرکت و انقلاب و خون و آزادی و جهاد و شهادت است. روشنفکر ایرانی به توهّم