مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - منشأ قداست
هیچ عملی صورت نگرفته است و قاتل صرفاً به موجب هوا و هوس خود که وجود طرف را مزاحم منافع خود تشخیص میدهد او را هدف قرار میدهد. در روزنامهها مکرر میخوانیم که فلان زن فرزند خردسال شوهرش را سر به نیست کرد، فقط به خاطر اینکه مورد علاقه شوهرش بوده است و میخواسته قلب شوهر منحصراً در تملک خودش باشد، یا فلان مرد به دلیل اینکه فلان زن عشق او را نپذیرفته است او را کشته است، یا در تاریخ میخوانیم که فلان حکمران همه فرزندان حکمران دیگر را قتلعام کرد که در آینده رقابت نکنند.
در اینگونه جریانها در ناحیه قاتل، جنایت و خباثت وجود دارد و عملش نفرتانگیز تلقی میشود و در ناحیه مقتول، مظلومیت، بیدخالتی، نفلهشدن، هدر رفتن وجود دارد و عکسالعملش در انسانهای دیگر تأسف و ترحم است. بدیهی است که اینچنین مردن در عین اینکه تأسفانگیز و ترحمخیز است، تحسینآمیز نیست، افتخار شمرده نمیشود، زیرا مقتول به هیچ وجه دخالتی نداشته است؛ حسادت، عداوت و حقارت طرف موجب شده که بیسبب کشته شود.
٤. مرگهایی که خود آن مرگها جنایت است، از قبیل خودکشیها. این گونه مرگها نفله کردن و هدر دادن خود است، بدترین انواع مرگهاست. کسانی که در تصادف اتومبیل کشته میشوند و خود مقصرند، مرگشان از این قبیل مرگهاست و همچنین کسانی که در راه یک گناه به هر شکل و به هر صورت باشد کشته شوند.
٥. مرگهایی که «شهادت» است. مرگی شهادت است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنّی یا یقینی فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن «فی سبیل اللَّه» از آن استقبال کند.
شهادت دو رکن دارد: یکی اینکه در راه خدا و فی سبیل اللَّه باشد؛ هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر اینکه آگاهانه صورت گرفته باشد.
معمولًا در مورد شهادت، جنایت هم هست؛ یعنی عملی که از جهت انتسابش به مقتول شهادت است و مقدس است، از جهت انتسابش به قاتل جنایت و پلیدی است.
شهادت به حکم اینکه عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هرگونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبراست، تحسینانگیز و افتخارآمیز