مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - جمهوری اسلامی - انتقادها
جامعه توحیدی یعنی جامعهای بر اساس جهانبینی توحیدی- که جهان ماهیت از اویی و به سوی اویی دارد- و دارای ایدئولوژی توحیدی است که از آن به توحید عملی یاد میشود، یعنی رسیدن انسان به یگانگی اخلاقی و یگانگی اجتماعی، که هر دوی اینها در آیه کریمه معروف که رسول اللَّه در صدر نامههایش به شخصیتهای جهان آن را ثبت میکرد: (قُلْ یا اهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ الّا نَعْبُدَ الّا اللَّهَ وَ لانُشْرِک بِهِ شَیئاً وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ) [ذکر شده است.]
جمله تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ توحید نظری را و جمله الّا نَعْبُدَ الّا اللَّهَ توحید عملی فردی را و جمله وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ... توحید عملی اجتماعی را که مساوی است با آزادی و دموکراسی [بیان میکند.]
٧. اگر شما حاکمیت مطلق ملت را بپذیرید، مردم ایران که تا کنون تقریبا در همه قیامهای خود بالمآل شکست خوردند، پس از قرنها میتوانند نفسی راحت بکشند و در فردای پیروزی جشن دوگانهای (سقوط استبداد سیاه و استقرار حکومت مردم) بر پا سازند.
عجبا! چگونه است که خواسته خود مردم یعنی «جمهوری اسلامی» حاکمیت مردم را نقض میکند. اگر خواسته مردم حاکمیت آنها را نقض کند باید بگوییم دموکراسی امر محال است زیرا همیشه وجودش مستلزم عدمش است. چه کسی میخواهد اسلامی بودن جمهوری را بر مردم تحمیل کند؟ آیا پیشنهاد کردن تحمیل است؟ پس همه احزاب دنیا که از مردم تقاضای رأی میکنند، بر مردم تحمیل میکنند؟
بعلاوه، این نهضت از آن روز اوج گرفت و شورانگیز شد که جمهوری اسلامی اعلام شد. جمهوری اسلامی یعنی یک نفی و یک اثبات. اما نفی، نفی رژیم حاکم ٢٥٠٠ ساله، چون جنبه دائمی و زوری و تحمیلی سلطنت را که بزنیم میشود جمهوری. اما اثبات یعنی محتوای اسلامی و توحیدی.
٨. چند قرن است که غربیان میگویند که ملتهای مشرق زمین لیاقت آزادی و دموکراسی بیقید و شرط را ندارند و همیشه باید در پای علم خودکامهای