مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٤ - دین، زور و جبر
دین و ضرورت محافظت از خطر
حال میآییم سراغ مسئله ایمان و دین. یک وقت است که دین حقیقتی است مانند علم و بهداشت و سلامت و بلکه بالاتر، حقیقتی است که بشر برای سلامت خود به آن نیازمند است. اگر اینجور است مسئله دیگری است؛ من که متدین هستم باید روابطی که دینم را به خطر میاندازد از زندگیم حذف کنم و نیز دین کسانی که من مسئول آنها هستم، خانواده و خاندان و اجتماع و همه مردم عالم.
دین، زور و جبر
همینطور که اگر ما امروز برای گرسنگان آفریقا و بیافرا غصه بخوریم و برای سیر کردن شکم آنها فکر و کوشش کنیم خیر است و اگر برای بیماران جهان غصه بخوریم و جهت مداوای آنها اقدام نماییم عملی است انسانی، مسئله دین هم این گونه است؛ اگر برای بیدینها غصهدار باشیم و با توسل به زور به آنها دینی واقعی بدهیم این کار شایسته است با این تفاوت که دین با علم و مخصوصاً با بهداشت این تفاوت را دارد که بهداشت را میتوان به زور تحمیل کرد یعنی اگر فلان کس حاضر نیست آمپول برای بهبودی مرضش بزند به زور آن آمپول را به او میزنند و یا به زور قرص را در حلق بچه میگذارند تا فرو ببرد، ولی دین طبیعتش یک طبیعتی است که اکراهپذیر نیست؛ اگر اکراهپذیر بود قابل اجبار نمودن بود. اما باید یادآوری کنم که بعضی امور دین اجبارپذیر است. از جمله اینکه بایستی با اجبار موانعی را که در جهت نرسیدن حقایق به مردم است برطرف کرد.
مثلًا عدهای در کشور کفری که حکومتی ضد دین در آنجاست زندگی میکنند و چون آن حکومت وسیلهای است برای به زنجیر کشیدن مردم و جلو هر ایدئولوژی را میگیرد، چنین وضعی اجبارپذیر است که با شمشیر موانع را بردارند تا زمینهای برای تبلیغ آزاد دین وجود پیدا کند. این است که در عین اینکه برای قبول دین داریم: لا اکراهَ فِی الدِّینِ [١] یعنی دین اجباربردار نیست، ولی در عین حال بایستی خرطوم ابوجهلها و ولید بن مغیرهها را زد. مگر میشود با وجود آنها در مکه دین پیشروی کند، یا در ایران آن روز و روم آن زمان مگر میشد با وجود آنگونه
[١]. بقره/ ٢٥٦.