مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٠ - عوام زدگی
این بود که ببینند حقیقت چیست و بروند عمل کنند، او هم عین حقیقت را به آنها میگفت. ولی اینها که میآیند از من سؤال میکنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، میخواهند ببینند از من چه میشنوند و بسا هست که هرچه از من میشنوند به این طرف و آن طرف بازگو میکنند و فتنه بپا میکنند. من ناچارم که با تقیه به آنها جواب بدهم.
چون این حدیث متضمن تقیه از خود شیعه بود نه از مخالفین شیعه، فرصتی به دست آن مرحوم داد که درد دل خودشان را بگویند. گفتند: «تعجب ندارد، تقیه از خودمانی مهمتر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان میکردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل میکنند. ولی در جریان بعضی فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست.»
البته نوع تقیهای که در متن حدیث است با نوع تقیهای که ایشان فرمودند یکی نیست، دو نوع است. آن نوع تقیه که در حدیث است به محیط روحانی ما اختصاص ندارد، در همه جای دنیا معمول است و چارهای از آن نیست. ولی نوع تقیهای که در محیط روحانی ما معمول است از اختصاصات طرز تشکیلات ماست که اخیراً پیدا شده. ایشان هم به یک مناسبت کوچکی خواستند درد دل خود را اظهار کنند.
مرحوم آیتاللَّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (اعلی اللَّه مقامه) مؤسس حوزه علمیه قم، به فکر افتادند یک عده از طلاب را به زبان خارجی و بعضی علوم مقدماتی مجهز کنند تا بتوانند اسلام را در محیطهای تحصیلکرده جدید بلکه در کشورهای خارج تبلیغ نمایند. وقتی که این خبر منتشر شد، گروهی از عوام و شبه عوام تهران رفتند به قم و اولتیماتوم دادند که این پولی که مردم به عنوان سهم امام میدهند برای این نیست که طلاب زبان کفّار را یاد بگیرند، اگر این وضع ادامه پیدا کند ما چنین و چنان خواهیم کرد!!! آن مرحوم هم دید که ادامه این کار موجب انحلال حوزه علمیه و خراب شدن اساس کار است، موقتاً از منظور عالی خود صرفنظر کرد.
در چند سال پیش در زمان زعامت و ریاست مرحوم آیتاللَّه آقاسید ابوالحسن اصفهانی (اعلی اللَّه مقامه) عده معتنابهی از علما و فضلای مبرّز نجف که در زمان حاضر بعضی از آنها مرجع تقلیدند جلسه کردند و پس از تبادل نظر اتفاق کردند که