فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - ١ تبدیل آب به بخار
تفاوت: یک وقت هست که ما میگوییم به دلیل این که انسان باقی است پس اخلاق فلسفه پیدا میکند، پس پوچی گرایی از بین میرود. یک وقت میگوییم نه، علاوه بر این که باقی است رو به کمال است، رو به صعود است، قدم به قدم هرچه میرویم، بالاتر میرویم؛ یعنی هر قدمی که برمیداریم درجازدن نیست، فقط برای حفظ وضع موجود نیست. نظام طبیعت و نظام ماده نظام تکاملی است؛ یعنی هر مرحلهای را که پشت سر بگذاریم به یک مرحله بالاتر میرسیم. این است که تلاش ما یک تلاش خوش بینانه و یک تلاشی است مثل تلاش کسانی که از کوه بالا میروند که هرچه بالا میروند، هر قدم که برمیدارند بر نشاطشان افزوده میشود. بنابراین به این تعبیر، رونده فانی است ولی راه باقی است. پس باز هم پوچی گرایی [نیست.]
حال شما میگویید «تکامل» چگونه پیدا میشود؟ صرف حرکت که تکامل نیست. آیا اگر کسی از این سر اتاق برود به آن سر اتاق، در جهتی تکامل پیدا کرده؟ نه. پس این تکامل از کجا پیدا میشود؟ اینجا آمدهاند این تکامل را ابتدا با فلسفه داروین ولی بیشتر با همان فلسفه خود هگل [توجیه کردهاند] و مخصوصاً توجیهی در میان نئوداروینیستها برای تکامل پیدا شد. هگل خودش یک حرفی دارد و آن این است که طبیعت- یعنی جهان، هستی، حالا هرچه میخواهید اسمش را بگذارید- اینطور است که در سیر دیالکتیکی خود همیشه از کمیت به کیفیت گذر میکند؛ یعنی این سیر دیالکتیکی، این حرکتِ ناشی از تضاد همیشه یکنواخت نیست، اول به صورت یکنواختْ تدریجی بالا میرود، بعد به یک مرحلهای که میرسد دیگر آن سیر تدریجی تبدیل میشود به یک تغییر دفعی که از آن چنین تعبیر میشود: «کمیت تبدیل به کیفیت شد».
مثالهایی برای تبدیل کمیت به کیفیت :
١. تبدیل آب به بخار
همان مثال معروفی که انگلس و دیگران هم ذکر میکنند، خود هگل ذکر کرده، که اغلب همین مثال را ذکر میکنند. میگوید ما اگر آب را حرارت بدهیم، ابتدا که حرارت میدهیم اندکی حرارت پیدا میکند که وقتی میزان الحراره بگذاریم مثلًا میگوییم یک درجه حرارت، نیم درجه حرارت، یک دهم درجه حرارت، ولی بیشتر حرارت میدهیم، باز درجه حرارت بالا میرود؛ ٢٠ درجه، ٥٠ درجه،