فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - تأثیرپذیری مارکس از هگل و فویرباخ
ترجمه کرده است. این کتاب خیلی کتاب خوبی است. از آن خوب میشود استفاده کرد. خود همین شاگردهایش هم از قبیل مارکس نمیشود صددرصد مطمئن بود که همه فلسفه هگل را آنچنان که بوده درک میکردند و میفهمیدند. ما داریم ریشههای فکری فلسفه مارکس را ذکر میکنیم. یکی از ریشههای فکریاش فلسفه هگل است و در فلسفه هگل بیشتر از همه این مسئله [مورد استفاده قرار گرفته است.] البته خیلی از عنصرهای فکری فلسفه مارکس مال هگل است ولی عمدهاش این است که همه چیز جریان است، عالمِ عین جریان دائم است، عالم ذهن جریان دائم است. همچنین مسئله تضاد را از هگل گرفتند. مسئله جهش را، تبدیل کمیت به کیفیت را از او گرفتند. بهطور کلی منطق دیالکتیک را از او گرفتند. حالا میرسیم به قسمت اول فلسفه مارکس.
این کتاب بسیار کتاب عالیای است. هم گویا خوب ترجمه شده، یعنی از روی فهم و شعور ترجمه شده، و هم نویسندهاش خیلی عمیق چیز نوشته. این قسمت فلسفه مارکس را اینجا میخوانیم و ان شاء اللَّه تشریح میکنیم.