فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - بطلان نظریه ماتریالیستها
امکانات را به وجود میآورد؛ و لهذا ما در آن مقاله «قرآن و مسئلهای از حیات» [١] این بحث را که عدهای میگویند امکان ندارد که انسان مصنوعی به وجود بیاید، امکان ندارد که گیاه مصنوعی به وجود بیاید، اگر هم گیاه مصنوعی به وجود بیاید خصلتهای گیاه طبیعی را ندارد، [مطرح کرده و پاسخ گفتهایم.] ما مصنوعی و غیرمصنوعی نداریم؛ یعنی هیچ فرقی میان انسانی که در لوله ساخته شود با انسانی که در رحم ساخته شود از نظر ارتباط و انتسابش با خدا نیست. اگر انسانی را در لوله بسازند معنایش این است که همان شرایط و امکاناتی که در رحم هست عین آن شرایط و امکانات را در اینجا به وجود میآورند. مگر حالا در رحم که شرایط و امکانات را انسانها به وجود میآورند پس خدا خلق نکرده؟ میگوید «أَفَرَأیتُمْ ما تُمْنونَ» هیچ فرقی نمیکند. اگر بشر نتواند، نه به دلیل این است که اگر بشر بتواند معنایش این است که خالق شده. بشر نمیتواند خالق باشد. اگر نتواند، شرایط و امکاناتش را کشف نکرده، یا اگر کشف کرده عملًا نتوانسته درست مساوی با آن فراهم کند. اگر بشر بتواند همان شرایط و امکانات را عیناً مانند آن [به وجود آورد خداوند آن انسان را خلق میکند.] ما اطلاعی از این علم و از واقعیت نداریم، نمیدانیم آیا بشر میتواند تمام شرایط و امکانات را فراهم کند یا نه. حتی ساختن پروتوپلاسم که الآن بحثش مطرح است ما نمیدانیم چقدر شرایط دارد و آیا علم بشر روزی به همه آن شرایط وقوف پیدا خواهد کرد یا نه؟ ولی این را میدانیم که اگر بشر آن شرایط را بشناسد قطعاً عملی است؛ یعنی محال است که آن شرایط فراهم بشود و خداوند خلق نکند، چون خداوند خلّاق است، خلّاق غیرمتناهی است، یعنی فیض و جود غیرمتناهی دارد. امکان ندارد در جایی امکان وجود پیدا بشود و او خلق نکند.
محال است شیئی امکان وجود پیدا کند و خدا خلق نکند. هرچه خلق نشده امکان وجود نداشته است. پس اگر ما شرایط و امکانات فراهم کردیم باید خلق بشود. پس اینها حرف مفت است که کلیسا گفته است دخالت در کار خدا کردی. کلیسا نه خدا را شناخته و نه کار خدا را که چنین حرفی زده است.
[١] رجوع شود به کتاب مقالات فلسفی (مجموعه آثار، ج ١٣)، اثر استاد شهید، چاپ انتشارات صدرا.