مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥
شرايع متعدد و اعزام رسولان محورى لغو بوده، و جز تشويش و ايجاد تفرقه ثمره اى نمى تواند داشته باشد.
٢. هرگاه پيروى از هر شريعتى مايه رستگارى بوده، تحديد نبوت ها به آمدن پيامبر بعدى و بشارت از ظهور آن، وجهى نخواهد داشت.
٣. هرگاه هر شريعتى از خلود و جاودانگى برخوردار است نسخ حكام ولو به صورت اجمالى بى موضوع خواهد بود، و گفتار مسيح (.. ولاحلّ لكم بعض الّذى حرّم عليكم..) (آل عمران / ٥٠): «آمده ام برخى از چيزهايى كه در شريعت پيشين براى شما حرام بود، حلال كنم» مفهوم و معنى نخواهد داشت.
٤. هرگاه شريعت حضرت مسيح در زمان نزول شريعت لاحق، از رسميت و صلاح آفرينى برخوردار بوده، دعوت يهود و نصارى به پيروى از آيين محمد(صلى الله عليه وآله)چه وجهى داشت، در حالى كه قرآن با صراحت كامل اهل كتاب را كافر معرفى مى كند، مگر اين كه به آيين جديد نيز ايمان بياورند و مى فرمايد:
(فان آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا...) (بقره / ١٣٧).
«اگر آنان (يهود و نصارى) به آن چه كه شما به آن ايمان آوريد، ايمان آورند، هدايت مى يابند».
٥. اين نظريه با توجه به متون كتاب مقدس، و قرآن مجيد، و گفتارها و نامه هاى حضرت رسول آن چنان بى پايه است كه جز فرد پيش داور، كسى آن را باور و تصديق نمى كند.
آرى انسان هاى پيش داور كه قبلا به عللى عقيده اى براى خود اتخاذ مى كنند، سپس به دنبال دليل مى روند و براى نجات خويش به هر خس و خاشاكى چنگ مى افكنند، چنين نظريه را مى پسندند.