مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠٠
دانشمندان موفق شدند كه شماره ثابت اين «كروموزوم»ها را به دست آورند.
اين دانشمندان در نتيجه اثبات كردند، كه هر يك از سلول هاى بدن انسان داراى چهل و هشت «كروموزوم» است. سلول گاو ٦٠، موش ٤٠، مگس ١٢، نخود ١٤، گوجه فرنگى ٢٤، زنبور عسل ٣٢، انگل اسب ٥٤، اسب ٤٦ و... «كروموزوم»دارند.
گسترش پژوهش هاى علمى دانشمندان به اين نتيجه رسيد كه در ميان «كروموزوم»ها ذرات بسيار كوچكى نيز وجود دارد، به نام «ژن» كه در واقع عامل وراثت اوصاف والدين به فرزندان است.
خواص ارثى مربوط به عواملى هستند كه به نام «ژن» موسوم اند، و تعدادشان خيلى زياد، و مانند دانه هاى تسبيح جاى گرفته اند. «ژن»هادر روى يكديگر بى تأثير نيستند و ممكن است يك خاصيت، به چند «ژن» بستگى داشته باشد بدين معنى كه هر يك از آن ها يك قسمت معينى از خواص و صفات مشخص را توليد كنند. نيتجه اين كه مبدأ حياتى يك موجود زنده به نام انسان سلولى است كه از اتحاد دو نطفه نر (اسپرماتوزوئيد) و ماده (اوول) به وجود مى آيد و صفتى كه بخواهد از والدين به اولاد مننتقل گردد، بايد در سلول هاى نطفه، موجود باشد و از طريق آن ها به اولاد انتقال يابد. بنابراين اگر هر تغيير يا صفتى در «ژن»ها موجود باشد آن تغيير يا صفت، ارثى است و اگر در آن ها موجود نباشند، ارثى نيست.
عامل ارث در زمان «داروين» كشف نشده بود ولى آن چه امروز براى دانشمندان هنوز هم مبهم است اين است كه «ژن»ها تحت چه عواملى متأثر مى شوند و چه وسايلى مى توانند تغييراتى در آن ها ايجاد كند تا بر اثر اين تغييرات، بتوانند اوصاف را به اخلاف منتقل سازند. اين نقطه هنوز مبهم است.