مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥
در اين نوع از نظام ها، شخص و شخصيت ها، به عنوان خط قرمز معرفى مى شوند و شخص شاه و ملكه مافوق قانون به شمار م يآيند. از اين جهت واژه ى «خط قرمز» نوعى بوى استبداد و خودكامگى مى دهد.
در حالى كه در نظام اسلامى كه مردم با رضايت مندى تمام، اصول كلى را پذيرفته اند واز طرف خدا مجازند با تشكيل مجلس شورى، مقرراتى را تصويب كنند كه به منزله لباس اجرايى قوانين آسمانى مى باشد، دو چيز خط قرمز است:
١. پيامبران و اولياى الهى.
٢. قوانين و شريعت خدا.
اگر مى گوييم گروه نخست، خط قرمز مى باشند، مفاد آن اين است كه مافوق قانون مى باشند، زيرا كه چنين تفسيرى از اولياى الهى، غلوّ و باطل است، بلكه آنان و ديگران در برابر قانون يكسان هستند.
اين احترام خاص، به خاطر مقامى است كه آن ها در پيشگاه خدا دارند و هر نوع هتك و بى حرمتى، كيفر مضاعف دارد.
اگر مى گوييم قوانين الهى خط قرمز است، علاوه بر اين كه فرمان خدا، و دستور خداى بزرگ است، به خاطر اين است كه جامعه با رضايت مندى كامل، آن را پذيرفته است و هر نوع جدال و معارضه با آن، علاوه بر اين كه جدال با خداست، نوعى معارضه با دموكراسى كه مورد پذيرش همگان مى باشد نيز هست.