مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
اين نوع تفسير، مصداق بارز تفسير به رأى است كه هيچ گونه ارزش علمى ندارد.
اين گروه قبلا به هر علتى داراى نظرياتى مى باشند و به دنبال شاهد و گواه بر صحت آن ها مى روند. غالباً اين نوع تفسيرهاى باطنى در كتاب هاى فرقه اسماعيليه فراوان است و ما برخى از آن ها را در جلد هفتم «بحوث فى الملل و النحل» آورده ايم.
كتاب مرآة الأنوار و مشكوة الأسرار ـ كه آن را به نادرست به عبداللطيف كازرونى نسبت مى دهند ـ نگارش ابوالحسن بن محمد نباتى فتونى (م ١١٣٩)[١]تفسيرى است بر قرآن در سه مقدمه و يك خاتمه كه مقدمه نخست آن مشتمل بر سه مقاله، و دوم بر دو مقاله، در مقدمه نخست كوشش كرده از تأويل و باطن قرآن سخن بگويد و مى رساند كه تمام ظواهر آيات قرآن باطنى دارد كه تأويل قرآن است، و باطن آن اشاره به ولايت پيشوايان و يا مخالفان آن ها است و در مقدمه سوم نمونه هايى را ارائه نموده است.[٢]
اين نوع تفسير به باطن دست دشمنان را باز مى گذارد كه آنان نيز، آيات قرآن را به گونه ى ديگر تفسير كنند.
شايسته يك مفسر اسلامى اين است كه از اين تأويلات كه ريشه در ظاهر قرآن ندارد، بپرهيزد، مگر اين كه دليل قطعى از راسخان در علم قرآن در اختيار داشته باشد و بايد به همان مقدار كه دليل قطعى بر آن است اكتفا نمايد، و آن را يك
[١] به كتاب شريف «الذريعه في تصانيف الشيعة» مراجعه فرماييد.
[٢] . مرآة الأنوار، ص ٤.